وضع پيراسته باشد .
و معلوم است كه با مداخل مذكور ، در تهيه و سرانجام دادن آنها چه تعبها مىكشيد و با وجود اين حال ، هم معلوم كه به آن وضع چند منزل راه مىتوانست بريد و چگونه به منزل مقصود مىتوانست رسيد .
و بر تقدير ، امكان رسيدن به منزل ، به وضع مزبور ، انديشهء حفظ و حراست آن همه اسباب علايق و عوايق ، البته او را از مقاتله با اعدا چنانكه بايد و شايد مانع مىگرديد ؛ و اين معنى باعث فرار و روى به گريز نهادن ، و آن همه اسباب را كه گويا به سوغات و ارمغان اعادى آورده بود ، به يغما دادن مىشد .
و بر اهل [ 76 ] ايران ، شكرها لازم است كه در اين مدّت پنجاه يا شصت سالى ، كه رنگ اين رنگينى وضع ريخته و در آن ، روزبهروز تكلّف بر تكلّف افزوده شده ، و به اين مرتبه رسيده ، با خصم قوى و دشمن زبردستى اتفاق مقابله و مقاتله نيفتاده ، و امرى كه موجب نقصان به ناموس شهرت و مسلّمى لشكر ايران در صفدرى و برق جولانى و حملهورى و قلعهستانى باشد ، روى نداده .
و وضعى كه در اين اوقات آن اعليحضرت بر متجنّده و سپاهيان قرار داده ، وضعى است كه به سبب آن عدد لشكر ايران به سيصد هزار نفر ، بل متجاوز ، تواند رسيد ، و ساختگى و آمادگى ايشان ، رزم و پيكار ، و تازش و ايلغار را چنانكه اگر در شب تيره به سفر و يساق يك ساله مأمور شوند ، همه پيش از صبح سوار توانند گرديد ، و شتافتن به رزم و پيكار بنابر سهولت استعداد آن ، سهل و آسان ، و يساق و سفر سه ماهه و سه ساله بنابر قلّت مؤنت و سهل المأخذ بودن اسباب آن ، يكسان است و يقين حاصل است كه لشكرى كه به اين وضع باشند ، همّت بر فتح هر قلعه و حصارى كه بندند ، گشايد ، و به عزم تسخير ممالك ، به هر طرف كه روان ، ظفر و نصرت دو اسبه به استقبال آيد ، و آن وضع از قرارى [ 77 ] كه مذكور مىشود ، اين است كه هر ده نفر يك خيمه و يك ديگ و يك ساج « 1 » و در سفر بيابانهاى كمآب ، دو شتر آبكش و دوازده مشك آب با خود داشته باشند و قباى هريك چوخاى « 2 » استرآبادى باشد ، يا
هامش
( 1 ) . ساج : چادر سبز يا سياه .
( 2 ) . چوخا يا چوخه جامهاى پشمين كه در طبرستان بافته مىشده و لباس فقرا هم شناخته مىشده است .