ايشان در لباس و ساير جهات از زىّ مناسب امثال خويش بيرون نرفته ، و خرج زياده بر قدر ضرورت و رفع حاجت را لزوم مالا يلزم و عبث دانسته ، ارتكاب آن نمىنمودهاند ، و مواجب و مرسوماتى كه در اين اوقات به دو سه نفر داده مىشود و به اخراجات ايشان وفا نمىكند ، و قدرت بر سفر به آن وضعى كه ايشان را منظور است و به آن معتاد شدهاند ، ندارند ، در آن اوقات به ده دوازده نفر داده مىشده و به وجه معاش ايشان وافى بوده ، و به آن سرانجام ما يحتاج خويش مىداده و تاب سفرها و يساقهاى « 1 » دور و دراز هم داشتهاند . پس ، هر پادشاهى كه آبادى مملكت و رفاهيّت سپاهى و رعيّت و ساير سكنهء ممالك خود را خواهد [ 72 ] بر وى لازم است كه خلق را از امثال چنين تبذيرات و اسرافات كه شرعا و عرفا ملوم و مذموم است ، منع نمايد ، و اگر داعيع اقليمگيرى و كشورستانى ، كه از لوازم غيرت پادشاهى و مقتضيات علوّ همّت شاهنشاهى است ، داشته باشد ، در مقام تدبير امور سپاهيان و تعيين كمّيت و كيفيت سلاح و سلب ايشان درآيد ؛ و بر ايشان وضعى قرار دهد كه تعيّش بر ايشان در حضر و سفر آسان و سفر سه ماهه و سه ساله در كمال سهولت يكسان باشد .
ان شاء الله تعالى بعد از اين پرتو توجّه بر احوال سپاهى و رعيّت و كافّهء اهل مملكت مىاندازيم ، و لشكر قزلباش را به تربيت تعيين وضع و لباس و كيفيت تهيهء اسباب و اسلحهء حرب و استعداد آلات طعن و ضرب به قلعهگيرى و مملكتستانى مشهور و ضرب المثل مىسازيم . ما شاء الله لا حول و لا قوّة الّا بالله العلىّ العظيم .
بر ايرانزمين گر منم شهريار * شهنشاهيم داده پروردگار
نيارد چرا شاه تركان خراج * ز قيصر نگيرم ز بهر چه باج
نبوسد چرا پيش تختم زمين * اگر شاه هند است ، اگر شاه چين
شهان را به كشورستانى است نام * پى ملك جم بود بايد ، نه جام
نشستن ز پا دشمن آرد به سر * گرفتن به كف تيغ به از سپر
ز ايوان به زينجا گزيدن سزاست * كه اين خانه را صد هزاران سراست
مرا رفت بايد به هند و به چين * به توران و بر هفت كشور زمين
هامش
( 1 ) . يساق : جنگ .