خافى ، يا تفصيلهء يزدى ، يا سبزوارى ، يا جنسى ديگر ، در آن مرتبه و دستار يا منديل كه بالاى تاج بپيچند ، يا على حده بر سر گذارند ، مناسب قباى مذكور و شال و چهار زرعى مناسب چنان منديل و قبا ، و در زمستان و هواهاى سرد ، يك كاتبى يا يك پوستين و يك پاپيچى « 1 » نمد تنگهء رنگين يا سفيد و يك كلاه بارانى ، همه در قيمت مناسب باقى لباس مذكور .
اما در آلات حرب و ادوات طعن و ضرب ، مثل شمشير و تير و نيزه و خنجر و تفنگ زير ركابى و قدّاره و عمود يا شمشير ، و سلاح حفظ بدن و حفظ مركب مثل سپر و خود و زره و جوشن و خفتان و برگستوان و لوازم آن ، تمام يراق و تمام سلاح باشند ؛ و اشياء مزبوره همه در كمال جودت و نهايت نفاست باشد .
به اين معنى كه هريك آنچه از آن مطلوب و مقصود آن است ، در آن كمال داشته باشد ؛ يعنى از شمشير و امثال آن خوب بريدن و تيزى و استحكام ، و از سپر و زره و اشباه آن به كيفيتى بودن كه همه حربه بر آن كار نكند ، و رزانت و متانت و قوام منظور دارند و بس . و هيچ حربه و سلاحى را تزيين نكنند و مزيّن آنها را داخل حربه و سلاح ندانند ، بلكه بايد كه همهء آنها از زينت [ 78 ] نقره و طلا معرّا و از ساير تكلّفات مبرّا باشد و در بىتكلّفى ساز پيكار و ضروريات آن ، به مرتبهاى جدّ و اجتهاد در كار دانند كه كمان ساده را بر نقاشى كردهء آن ، و تير ساده را بر ابريشم يا ورق نقره بر زير پرخانهء آن پيچيده ، راجح دارند و تركش ساده را از بخيهدوزى آن و زين و نمد زين بىزين و لجام ساده را از آنچه فى الجمله تكلّفى در آن به كار رفته باشد ، بهتر شمارند .
و فرمان قضاجريان شرف نفاذ يافته كه سپاهيان در جميع ابواب مزبوره ، قدغن تمام دانسته از فرموده ، تجاوز جايز ندارند ، و غير وضع و زيّ مزبور را قورق و منهيّ عنه و ارتكاب آن را موجب بازخواست و تنبيه عظيم شمارند ، مگر وقتى كه در محاربهء اعدا به فتح و ظفر اختصاص يافته ، و دشمنان را شكست داده ، اموال ايشان را غنيمت نمايند كه در آن وقت مرخّص و مأذونند كه از سلاح و سلب و اسباب و اموال مخالفان ، ابواب تكلّف در زينت در لباس و سلاح بر چهرهء آمال خويش گشايند .
هامش
( 1 ) . پاپيچى : دولاغ ، جورابى كه از پا تا كمر را مىپوشاند .