محمّد گزين همه انبيا * دگر مرتضا سرور اوليا
كه آيد ز يزدان بر ايشان فرود * هزاران تحيّت ، هزاران درود
دگر آنكه از زيب جستن رواج * فزون مىكند خلق را احتياج
ز كرباس چون جامه شايد بريد * چرا رنج زربفت بايد كشيد ؟
چه بايد كه منديل زرتار بست * چو زان ساده آسانتر آيد به دست ؟
ز رنگينى وضع گل در بهار * نگهكن چه سان غوطه خورده به خار
ز آزادگى بين كه سرو روان * چگونه است يكسان بهار و خزان
[ شاه سلطان حسين و علّت ضعيف شدن شاهنشاهى ايران در اين اعصار ]
مذكور مىشود كه آن اعليحضرت ، روزى با امرا و اركان دولت فرمودند ، كه در تواريخ مسطور است كه پادشاهان ايران ، عدد سپاهيان و لشكريان ايشان اكثر اوقات به دويست هزار و سيصد هزار نفر مىرسيده ، و از قياصرهء روم و خاقان تركستان و ولات هندوستان باج و خراج مىگرفتهاند و در اين اوقات چنان نيست ؛ با آنكه در اين ازمنه و احيان ، مداخل ايران به اضعاف مضاعف ، زياده بر مداخل سوالف زمان آن است . سبب اين چيست ؟
هريك از وزرا و امرا ، مناسب عقل خود وجهى به عرض رسانيدند . چون هيچيك از آنها در پيش عقل كامل آن جوهر فعّال موجّه ننمود ، همه عاجز شده و سرها به زير افكنده [ 71 ] حيرت بر حيرت و خجلت بر خجلتشان افزود .
پس ، آن اعليحضرت فرمودند كه ، سبب آن ، ظاهر و ضرورى و بديهى اولى است . اگر در واقع ، شما ادراك آن ننموده و نفهميدهايد ، زهى جهل و نشناسى و عدم بصيرت و معرفت به اسرار ملك و مملكت ؛ و اگر فهميدهايد و بنابر رعايت آسودگى و تنآسانى و راحت ظاهرى بالفعل خود صرفه در اظهار آن نمىبينيد ، زهى ناسپاسى و خيانت با ولىنعمت .
سبب آن است ، كه در آن اعصار و اوان ، اخراجات مردم در ملبوسات و ساير اسباب تزيّنات و تجمّلات و تبذير و اسراف در ابنيه و عمارات و ساير جهات ، مثل اين زمان ، بلكه مثل يك جزء از صد جزء آن نبوده ، و هيچيك از