تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة العالم در اوصاف و اخبار شاه سلطان حسين ( فارسى ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
شديدهء عظمى و سنوح آن قضيهء هائلهء كبرى ، از كمال خوف و رعب و دهشت غش كرده و تا مدتى از خود رفته ، در برزخى ميان موت و حيات بود ، و بعد از حصول افاقه ، دست از اميد راحت و فراغت شسته ، و در كنج خانهء خويش خزيده ، در بر روى خلق بست ، و تهيّهء تمامى اسباب سفر خود كه در بىاختيارى حكم سفر آخرت داشت نموده ، مترصّد و منتظر نشست ، كه تا موكّلان اجراى [ 60 ] فرمان واجب الاذعان شاهنشاهى درآيند كه : « ايّها الجالس فى بيتك قم الى قم » . بىاقامت لحظه‌اى از مقام خود قيام ، و از سر جميع آرزوها برخاستن به ناكام نموده ، سمعا و طاعة « ها أنا قمت » گويد . چون ضعف و بيچارگى و اشتداد مرض خوف و دهشت آن غريق لجّهء اضطراب رفته از كار ، و قريب به موجى شدن نبضش از آب گشتن دل بىقرار ، به تقريب استغراب و طرفگى آن حالت ، و آن شدّت رعب و دهشت به عرض اعليحضرت رسيد ، آن اعليحضرت از كمال رقّت قلب موروثى جناب پيغمبر ، و خصلت و بخشش و بخشايش موهوبى جبلّت حيدر صفدر ، بر وى ترحّم فرموده بر زبان حق بيان آوردند كه ، اگرچه خلاف اين طريقهء مستمرّه كه لامحاله مبتنى بر فوايد شتّى و مبنى بر منافع لا تحصى است ، بسيار صعب و مشكل و از مقتضاى ظاهر حزم در امور به يك معزل است ، امّا بنابر رعايت جانب جناب رسالت‌پناهى در خصوص مادهء اين ضعيف منتسب به او ، و بس كه حكم « قضيّه فى واقعة » داشته باشد و ديگر در هيچ مادهء تخلّف آن مجوز نباشد ، مخالفت اين قاعده را روا داشتيم ، بايد كه از قيام به قم قاعد ، و به منصبى كه از قبل از اين داشت ، هم مستقل و مستبد باشد . نظم
از آن‌گونه گفتار و طور بيان * هم ادراك اطراف سود و زيان [ 61 ] و زان ميل خاطر به بخشايشش * گزيدن پى خلق آسايشش گروهى كه بودند دانش‌قرين * گروهى كه بودند ز اعلام دين وزيران در فكر مشكل‌گشايى * اميران اصحاب تدبير و راى از آن شاه گشتند اميدوار * كه آرد به كار آنچه آيد به كار بر او يكسره آفرين خواندند * ورا شاه دانش‌قرين خواندند
تحفة العالم در اوصاف و اخبار شاه سلطان حسين ( فارسى ) — صفحة 76 | سيد ابو طالب موسوى فندرسكى / رسول جعفريان