تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة العالم در اوصاف و اخبار شاه سلطان حسين ( فارسى ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
اين حالت ، در شب‌ها و روزها استمرار داشت و فى الواقع اين علامات عالم علوى بر مبارك بودن آن اعليحضرت [ 57 ] بر عالم و عالميان حجّت روشن و دليل مبرهن است ، سيّما كه در آن اوقات نعمت‌ها هم فراوان ، و قيمت اجناس و ساير ما يحتاج اليه الناس نازل و ارزان شده ، خلق را به سبب آن رفاهيّت و تنعّم تمام حاصل شد . نظم
به مسعوديش هم به فرخندگى * به شاهنشهى هم به پايندگى به بودن مبارك‌قدم بر جهان * به آسودن از وى كِهان و مِهان ز باد بشارت دِه آمد نويد * ز باران رحمت گواهى رسيد برين گشت شاهد سپهر و سحاب * همان تابش انجم و آفتاب خصوصا به فصلى كه گرماى سخت * ز بس تاب مىسوخت شاخ درخت خصوصا به آن وضع باران كزان * شود آب بر قدر حاجت روان نه در قلّتى كِش بود تشنه كس * نه در كثرت آن حد كه گويند بس نه ابرى كه باشد سراسر ز روز * كه پنهان كند مهر گيتىفروز نه از شام هم تا سحرگه سحاب * كز انجم كند رخ نهان در نقاب جواهرفشان نيمى از شب هوا * دگر نيم ز انجم جواهرنما فروزنده نصفى ز روز آفتاب * دگر نصف باران و ظلّ سحاب هوا معتدل گشت و گيتى بهشت * ز مُرداد مه خاست ارديبهشت جواهرفشان ابرها در قطار * صبا كاروان كش ز ملك تتار هوا چهره شسته ، زمين رُفته‌گرد * اگر روز ، اگر شب ، نه گرم و نه سرد تو گفتى پى مَقدم شهريار * جهان بسته آيين فصل بهار فزون گشت اشراق در مشرقَين * ز نور رخ شاه سلطان حسين ضياى دگر تافت بر روزگار * ز انوار خورشيد نصفُ النهار جهان را دميدند در جسم جان * [ 58 ] ز شادى سپهرِ كهن شد جوان
و همچنان كه علامات و امارات عالم علوى و سفلى از ابر و باد و باران و شكستن سورت « 1 » گرما و اعتدال هوا و ارزان شدن جنس‌ها و وفور يافتن نعمت
هامش
( 1 ) . سورت : حدّت و تندى .