شأنه دليلى است قاطع ، و اين رعايت عزّت و حرمت ايادى بارى تعالى بر وفور فوايد موايد او - جلّ برهانه - حجّتى است ساطع :
بناميزد از اين شه پاكدين * كه خوانند شاهان برو آفرين
كه گفتار او شاه گفتارهاست * كه كردار او شاه كردارهاست
ازو حق ز باطل جدايى كند « 1 »
هامش
( 1 ) . نسخه مجلس در اينجا افتادگى دارد ، زيرا نه تنها ادامهء اين شعر كه اوّل آن با « زهر » آغاز مىشده در صفحه بعد نيست ، بلكه صفحه عنوان جزو سيم را نيز در آن نيامده ( به احتمال در صحافى نخستين فراموش شده است ) و ما آغاز جزو سيم را از نسخهء دانشگاه آورديم . اشكال ناقص ماندن انتهاى جزو دويم نيز از آنروست كه اين جزو در نسخه دانشگاه نيست تا با آن خاتمه اين جزو را در اينجا تكميل كنيم .