تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة العالم در اوصاف و اخبار شاه سلطان حسين ( فارسى ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
عريض از دو طرف آن متّصل به باغات جنان نشان [ 34 ] و عرصه‌هاى خارج از آن ، از گوشه‌ها و كناره‌ها و پستىها و بلندىها چون مژگان صف بالاى صف ايستاده ، چشم بر راه گشادند . نظم
جهان در جهان خلق در انتظار * ستاده همه چشم بر رهگذار كه تا كى شود از هلال ركاب * ثريّاى زين مطلع آفتاب برآيد از آن رخش گردون شكوه * به يك نيزه خورشيد بالاى كوه

سوار شدن اعليحضرت آفتاب جهان و شاه شاهنشهان

چو نزديك شد آنگه آيد فرود * سوار خور از رخش چرخ كبود شهى از شهان جهان بىهمال * به سلطان حسينى جلال و جمال به نورى ، كه نار تجلّى به طور * به اشراق ، وجهى كه بر چرخ هور نگردانده پا با ركاب آشنا * به گلگون برآيد چو باد صبا نشست از بر بارهء راهوار * چو افلاك بر گردش روزگار ز سلطان حسينى فروغ جبين * مه از خرمن عارضش خوشه‌چين ز پيشانى و چهر پُرآب و تاب * همش ماه پيدا ، همش آفتاب روان شد روان گشتن آسمان * كه تابد ز مشرق به مغرب عنان جهان را ز ظلمت رهايى دهد * سياهى برد ، روشنايى دهد چو گردون گردان ز هر كشورى * روان در ركابش بلنداخترى فضاها از او پُر شميم بهار * سمن در گريبان ، هوا از غبار به يك دست ، دستور با هوش و راى * به دستى ، اميران كشورگشاى و ليكن مقابل عنان با ركاب * چو سايه همه در قفا ز آفتاب شتابنده در پيش سالار بار * ز حُجّاب با او فزون از هزار همه گرم سرتر ، به قهر از شرار * همه بر كمر ، تيغ چون كوهسار [ 35 ] همه تاج و طومار بر سر زده * به پرواز اوج فلك پر زده به دستار زرتار و طومار و تاج * گرفته ز گردون به خورشيد باج همه چوب در دست چون كهكشان * چپ و راست تابان به هر سو عنان