تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة العالم در اوصاف و اخبار شاه سلطان حسين ( فارسى ) — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨
كه از كِلك ابداع آن صنعت است * كه گر جان نمايد به اين صورت است جبين مُنير و رخ مهرتاب * يكى صبح روشن ، يكى آفتاب قد از باغ رعنايى آزاده سرو * بر آن چهرهء لاله‌گونش تذرو به رخسارش ابروى محراب خم * در آتشكده بسته محراب جم نگاهش به اين عدل نوشيروان * زند هر نظر راه صد كاروان [ 23 ] كشد دل ، مى از چشم مستانه‌اش * به طاق دو ابروى مردانه‌اش قدح‌نوش اين مى نبيند خمار * كزين باده مستى است دنباله‌دار دل هركسى بستهء مهر اوست * ز هركس نظر واله چهر اوست به هرسو ز رخسارش آيينه‌وار * ز حيران نگاهان هزاران هزار ز مهرش گر از ذرّه ، گر آفتاب * ز هر دل به گردن هزاران طناب به هر سينه دل‌ها هوادار او * ز هرسو نظرها طلبكار او ز سرها به هر ذرّه سوداى اوست * ز دلها به هر قطره درياى اوست ز هركس سوى او بر اوج جمال * ز مژگان زند ديده هر لحظه بال زند مهر بر اوج افلاك پر * كه دارد سر كوى او در نظر به اين حسن رخسار يوسف مثال * به اين نور و اشراق مهر جمال نظيرش كسى در زمانه نديد * بر آن آفرين كاينچنين آفريد الهى بُوَد تا ز عالم نشان * بُوَد جاودان شاه شاهنشهان برو باد پاينده اين سرورى * كزو نوشد آيين « 1 » پيغمبرى
كتبه منشئه و ناظمه ابن جلال الدين ميرزا بيك الموسوى ابو طالب فى دار السلطنة اصبهان 1107 « 2 »
هامش
( 1 ) . د : شرع . ( 2 ) . طبعا اين جمله در نسخهء مجلس آمده است كه به خط خود مؤلّف است و در پايان اجزاء ديگر هم تكرار شده است .