كردن و شيوهء عدل و انصاف ورزيدن ، عدول و انحراف نموده ، چشم از حق پوشند و از وخامت عاقبت حيف و ميل و نمكحرامى انديشه نكرده ، فى الحقيقه در هدم و تخريب بناى عمر و دولت خويش كوشند ، خود به نفس نفيس ، اكثر اوقات به تقريب سير و شكار چون شهنشاه جهان گرد گيتىنورد ، آفتاب تابان ، بر سمند زرّيننعل هلالركاب [ 13 ] كهكشان عنان برآمده و با مواكب افزون از كواكب به جنبش درآمده ، آسمانى به كام دل مظلومان به گردش درمىآورد ، چه هركس كه از دور عريضه بلند كند ، ملتزمان عنان سعادتنشان به موجب اشاره فرمان قضا جريان از دستش گرفته ، به نظر انور مىرساند ، و هرچه بادى الرأى حكم را شايد تعويق در آن جايز نشمرده ، همان لحظه صورت هر نحو فيصلى كه شايد مىبخشند و هرچه تأملى در كار داشته باشد ، آن را به يكى از خواص ملازمان سپرده ، مقرّر مىفرمايند كه هنگام سكون از آن حركت باز به نظر انور رساند كه بعد از تأمل موافق قانون معدلت در كمال استحكام تيسّر پذيرد .
و با وجود اينها ، در بعضى روزها چون آفتاب كه گاهى سحابپوش شود ، متلبّس به لباس موجب التباس از دولتخانه همايون به اسواق و محلات در مىآيند ، و در بعضى شبها چون ماه شبگرد به عرصهء انجم هر انجمنى مىخرامند و با هر صنفى از اصناف خلق ملاقات نموده ، چون دريا هر خس و خاشاكى را طرف كشاكش موج توجّه مكالمه مىسازند و چون آفتاب در كشش التفات بر هر ذرّه تافته با او مخاطبه مىفرمايند و از هركس آنچه پرسيدن و تحقيق [ 14 ] كردن آن از مثل چنانكسى شايد مىپرسند و بر مخفيّات امور كما هى اطلاع حاصل مىفرمايند و در اين حركت بر وضع هر كسى خالى از تكلّف و ساختگى هم مطلع مىشوند و طور و شيوهء هريك از امرا را در خانه و در مجلس هم احيانا هم مشاهده مىفرمايند و شهرت هريك از عظما و شرفا را بين الناس به خوبى يا بدى يا ميانهروى هم از زبان ناس مفهوم مىشود در راستروشى يا كجروى هريك از ارباب مناصب كليه و عمال اعمال جزئيه از تقرير خلق معلوم مىگردد .
و اگر مطلبى از مطالب معروضهء ديوان به سبب آنكه بعضى از مقرّبان
تحفة العالم در اوصاف و اخبار شاه سلطان حسين ( فارسى ) — صفحة 41
مساهمون: سيد ابو طالب موسوى فندرسكى
ص٤١