تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة العالم در اوصاف و اخبار شاه سلطان حسين ( فارسى ) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
ديده‌هاى ايشان از جوش سيلاب ، بىاختيار خراب بود ، به انواع تفقّد و خوش خويى ، و اصناف عطوفت و دلجويى ، و اظهار رأفتى كه از هيچ پدر مهربانى نسبت به فرزندى كه به او كمال دلبستگى و علاقه داشته باشد مثل آن نيايد ، خاطر ايشان را از هر ترس و بيمى پرداخت ، و دل ايشان را از هر خوف خطر و مكروهى ايمن ساخته ، از صميم قلب ايشان را به دعاى دوام عمر و دولت خويش مشغول مىدارد . نظم
به اين پاكى طينت و اين نهاد * كس از پادشاهان ندارد به ياد چه شه ، خلقتش صنعت دادگر * به معنى فرشته ، به صورت بشر دل بيگناهان نسازد نژند * ندارد روا خوارى ارجمند نكردست بر خاطرش بدگذر * نبرده به خيريتش راه شرّ نباشد دلش جز به رحمت قرين * چو جدّش كه بُد رحمة العالمين

[ صفت سيم : عدل و داد و انصاف ]

سيم : التزام شيوهء عدل و داد و انصاف و قمع آثار ظلم و جور و اعتساف ، كه با آن كه جهت فريادرسى مظلومان و تدارك احوال ستمديدگان و داد هر مظلومى از ظالم ستاندن و حق هر ذى حقّى به مركز خويش رساندن ، موافق معمول آباى كرام [ 12 ] و دستور معهود اجداد عظام ، هرروز صدر و ديوان بيگى بر در كرياس چرخ اساس دولت‌خانهء همايون قريب بالاقاپى در موضعى كه جهت ديوان كردن ايشان بر كنار ميدان كه هيچ‌كس را از وصول به ايشان حاجبى و مانعى نباشد ، تعيين يافته ، از طلوع آفتاب تا ظهر نشسته ، به وظيفهء خدمت خويش اشتغال مىنمايند ، آن اعليحضرت از كمال اهتمام در معدلت و نصفت و احتياط مقتضاى عقل كامل و دل آگاه و نهايت كاردانى و تفطّن و انتباه ، بل به محض سروش يزدانى و الهام ربّانى ، به انديشهء آن كه مبادا كه صاحبان ديوان گاهى بنابر اغراض فاسدهء خويش يا بنابر رعايت جمعى از صاحب‌شوكتان قوىدست كه در مقام حمايت بعضى از ظالمان ناس باشند ، كه آن هم فى الحقيقه غرض فاسدى است ، از شاهراه حكم به راستى و درستى