تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة العالم در اوصاف و اخبار شاه سلطان حسين ( فارسى ) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
يعنى چى ؟ سجده مخصوص خداى جهان و پروردگار عالم و عالميان است ، و من يكى از بندگان ضعيف اويم . بعد ازين به استعمال اين لفظ در چنين مقام هركه از آن بوى كفر مىآيد ، جرأت مكنيد ، و چون سر فرودآوردن نوعى از تعظيم است ، از آن به تعظيم ، تعبير نماييد . نظم
نياميزد ازين سرشت و نهاد * زهى پادشاه پيمبرنژاد كه با اين همه رفعت و عزّ و شأن * ز انسان نداد از « ليطغى » نشان همين بندگى بخشد آن اجر كار * كه بر شهرياران بود شهريار زند چون زر مهر در مشرقَين * فلك سكّهء شاه سلطان حسين هم ارزنده‌اش سازد اين بندگى * درين پادشاهى به پايندگى
ديگر آن‌كه در مقام تفويض مناصب و اعمال ، و بارش سحاب بذل اموال ، بارها بر زبان حق‌سرا جارى ساخته كه مردم اين‌ها را از جانب من [ 9 ] ندانند ، و به هيچ‌وجه ممنون من نباشند ، بلكه همه را از جانب جناب مقدّس الهى دانند ، و به شكر و سپاس حضرت او قيام نمايند ، كه من او را آن بندهء ضعيف ذليلم كه در رعايت هريك از ديگر بندگان او ، آن‌چه او به خاطر من مىرساند ، به جاى مىآورم . نظم
زهى خسرو پاك يزدان‌پرست * زهى شاه دانش‌فروزى كه هست به هر حرف و هر نكته چون جبرئيل * دمش خلق را سوى خالق دليل نگيرد قدم جز به راه هُدا * نگويد سخن جز به نام خدا كشد هر سخن را در انجام كار * به مقصود از نام پروردگار كه در معبد دهر ، معبودش اوست * به هر كار در قصد ، مقصودش اوست برو باد پاينده اين تخت و تاج * كزو يافت يزدان‌پرستى رواج

[ صفت دوم : صله رحم ]

دوم : شيوه ستودهء صلهء رحم ، كه نشان برخوردارى از عمر و دولت ، و بهره‌مندى از انواع سعادت است ، كه با آن‌كه دستور ملوك سوالف زمان ، و قاعدهء مضبوطهء قاطبهء پادشاهان ايران ، آن بوده كه هريك از ابناى ملوك ، كه بر
تحفة العالم در اوصاف و اخبار شاه سلطان حسين ( فارسى ) — صفحة 38 | سيد ابو طالب موسوى فندرسكى / رسول جعفريان