شما را اظهار اينگونه عقل و تدبير و كاردانى ، نشان كمال جهل و سفه و نادانى ، بلكه به استلزام عدم تصديق مصدوقهء
وَ إِثْمُهُما أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما
« 1 » علامت خروج از دايرهء مسلمانى است . اگر يك بار ديگر جرأت و جسارت نموده ، امثال اين سخنان واهيه [ 7 ] مذكور سازيد و به چنين مواعظ و نصايح كمخردانه پردازيد ، مورد غضب ما و مهبط سخط جناب مقدّس بارى تعالى خواهيد گرديد و مقارن آن از كمال تصلّب و تعصّب در تشييد قواعد دين ، و اصرار در ترويج شريعت مطهّرهء حضرت سيد المرسلين - صلّى الله عليه و آله و سلّم - فرمان همايون ، شرف نفاذ يافت كه قورق خصوص مناهى مزبوره و عموم هرچه نهى شارع به آن تعلّق گرفته ، مؤكّد به لعنت بر آن پادشاهى كه بعد از اين ، اين حكم را ممضى نشمارد و تغيير آن را جايز و روا دارد ، بر لوح بزرگى از سنگ رخام [ سنگين ] چون نقش بر نگين كنده ، بر فراز در مسجد جامع كه محل عبور اصناف خلايق است ، نصب نمايند .
نظم
زهى شهريار شريعتمدار * زهى بندهء خاص پروردگار
كزو شرع پيغمبرى تازه شد * ز كارش جهانى پرآوازه شد
برافروخت شمعى ز نور هدا * كه هر بنده ره يافت سوى خدا
برانداخت آيين فسق و فجور * نهان كرد ظلمت ، عيان ساخت نور
بر او باد پاينده تخت مهى * كزو نو شد آيين شاهنشهى
ديگر آنكه ، چون در سوالف ازمنه و احيان الى الآن معمول و متعارف اهل مملكت ايران آن است كه در صعود و مصاعد حضور آستان شوكت و جلال ، و عروج معارج وصول به آسمان [ 8 ] سعادت و اقبال ، هنگام نظر بر اشعهء بازعات و ناصيهء شاهى ، و مطالعه طلايع مطالع انوار طلعت شاهنشاهى ، به جاى تحيّت و سلام ، سر فرود آورند ، و از آن در مكالمات به سجده تعبير نمايند ، روزى ، يكى از مقرّبان درگاه ، و حجّاب بارگاه ، در مقام استعلام اينكه رخصتبار هست يا نى ، به عرض رسانيد ، كه رخصت هست كه امرا و اردكان دولت به سجده بيايند ؟ اعليحضرت بر اين سخن انكار بليغ نموده فرمودند كه : سجده
هامش
( 1 ) . بقره ، 219