سفالى در هر گوشه ، نواى بشكنبشكن درگرفتند ، مذكور شد كه چون در مقام مجرا كردن خدمت به عرض نواب اشرف رسانيدند كه امروز هر شرابى كه درين شهر بود ، همه را به ميدان آورده ، بر خاك ريختيم ، نواب اشرف از لطف قريحت و وجودت طبيعت فرمودند كه : پس ميدان ، مىدان شد .
ديگر آنكه هم در آن ايّام ، فرمان قضا امضا به قورق ساير مسكرات و خبثات ، و فحشا و فواحش و مغنيات ، و ساير اسباب زشت نشاط و طرب ، و بازى نرد و شطرنج و گنجفه و ديگر ادوات قمار و آلات لهو و لعب ، هم شرف اجرا يافت ، و از كمال نفاذ حكم آفتاب شعاع جهان و جهانيان مطاع هم در روز ، خرابات نجس خراب ، « 1 » و بو العجبىهاى ملاعب و ملاهى همه نقش بر آب گرديد ، تا به حدى كه بيضههاى رنگارنگ پرنقش و نگار ، كه در آن ايّام قريب به نوروز ، موافق معمول تخمبازى عام ايّام عيد نوروز ، هر عامى در دكانها و دكّهها به رنگينى آشيان تذرو و طاوس چيده شده بود برچيد ، و بساط لهو و لعبى كه در هر كوى و محلّه و بازار گسترده شده بود ، همه درنورديده شد ، و نيز قدغن شد كه جهّال بىكمال به كبوتر پرانيدن ، كه [ 6 ] عبثترين شغلها و بىفايدهترين كارها است ، بال نشاطافشانى مرغ طبع نجويند ، و با وجود امكان تفأل به ميل به عبادت و رغبت به طاعت ، به اطارهء طير حمامه ، طريق تطيّر نپويند .
اگرچه وزراى نواظر توفير خزانهء عامرهء شاهى و امراى ارباب حلّ و عقد مصالح سوانح امور پادشاهى ، به اتفاق به عرض اشرف رسانيدند ، كه ماليه و خراج فواحش و اهل قمار و ساير مناهى و ملاهى ، هر ساله مبلغى خطير است ، چنانكه اگر به آن قيمت طلا حساب و بر ايام سال موزّع شود ، از اين قورق ، هر روز ، ده من شاهى طلا نقصان خزانهء عامره است ؛ اما اعليحضرت اعلى همّت مروّج شريعت فرمود كه اگر نقصان اين قورق به خزانه صد برابر آن باشد كه راه شكست بر آن نخواهيم گشاد ، و تغيير اين حكم نخواهيم داد ، با آن كه يقين حاصل است كه وهّاب على الاطلاق به عوض آن اضعاف آن را از جايى كه گمان شما به آن نرسيده باشد ، خواهد داد .
هامش
( 1 ) . د : خرابات نجس [ ناپاك ، پاك ] خراب