المحسوس گردد ، كه همچنان كه تمامى اين سلسلهء صفويهء علويهء صفيّهء عليّه از تمامى ملوك جهان ، و فرمانروان روم و فرنگ و هند و توران به نسب و حسب و بسط مملكت و تسلّط بر امور سلطنت ، و نفاذ فرمان در انواع امور سوانح پادشاهى ، و اقتدار بر اجراى هرگونه فرمان و اوامر شاهنشاهى ، تفرّد و امتياز تمام دارند :
نظم
اين شاه مهكلاه فلك تخت خور عَلَم * زيبندهء سرير سليمان و ملك جم
هم به چند صفت حميده و خصلت پسنديده ، از تمامى اين سلسله عليّه متفرّد و ممتاز ، و به آن ، بر جميع پادشاهان عالم متفوّق و سرافراز است ؛ لهذا آن را تحفة العالم نام نمود .
[ صفت ] اوّل : تعظيم شريعت غرّاء و تكريم طريقت ملّت بيضا
يكى از آن جمله اين [ 4 ] كه ، در اول تلبّس به تاج شاهى و ديهيم صاحب كلاهى و جلوس بر سرير جهانپناهى و تخت شاهنشاهى ، اوّل گوهرى كه از بحرين لفظ و معنى بيان جواهرفشان درّة التاج تارك حكمروايى و فرمانفرمايى ساختند ، قورق شراب بود ، و حسب الامر قضا جريان ، موكّلان اجراى فرمان كه نزديك بود كه قصد شكستن ميناى فيروزهفام سپهر و نيم جام سيمينهلال و اياغ « 1 » زرّينمهر نمايند ، و به سبب اينكه آب در لفظ ، جزء شراب گشته ، دريا را به آتش قهر بسوزانند ، هرجا شرابى ظاهر بود ، اوانى و ظروف آن به ميدان نقش جهان ، كه مجمع دور و نزديك است آورده ، بر خاك ريختند ، و سبوهاى دست به گردن بسته ، و خمهاى قالب از خوف تهى كرده سرشكسته ، و پيالههاى دهن از حيرت دهشت گشاده ، و صراحىهاى شعله در خرمن افتاده ، همه را شكسته ، از وجودشان گرد انگيختند .
و بعد از آن در مقام تفحّص و تجسّس بليغ درآمده ، هرجا خمرى مخموره پنهان بود ، به ميدان رسانيده ، در آن مقام كه انجمن كوچك و بزرگ و عرب و عجم و ترك بود ، خون آن را بر به خاك [ با خاك ] آميختند ، و به آهنگ غيرت حسينى دين راه راست شرع مبين ، از شكستن ظرفهاى [ 5 ] مشهدى و چينى و
هامش
( 1 ) . اياغ : كاسه و پياله .