تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة العالم در اوصاف و اخبار شاه سلطان حسين ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
طوايف قزلباش ، كسى به رفاقت او آهنگ آن راه ننمايد ، كه شاه باز بلندپرواز ، بال طيران به شكار مگس نگشايد ، و شيرژيان ، تيغ چنگال و دشنهء دندان به خون روباه نيالايد ، بلكه آن هزار نفر بايد از تركمانان ابناى جنس ايشان باشند كه در هر مملكتى از ممالك محروسه فراوان و همگى داخل زمرهء رعايا و محكوم حكم و تابع فرمان [ 161 ] بيگلربيگيان‌اند ، كه با وجود مشيّت حضرت مقدّس ذى الجلال و قوّت بازوى پرنيروى اقبال ، چنين يك هزار نفر هم بر بيست هزار ، بل سى هزار نفر آن قوم نابود بىوجود فايق و غالب خواهند بود ، و به قهر و غلبه تسخير آن مملكت خواهند نمود . چون از جبين مبين آن اعليحضرت ، نور روشنى كوكب اقبال و مؤيّد به تأييدات يزدانى بودن مبيّن و پيدا ، و از سيماى صبر ضياى آن آفتاب درخشان ، انوار ملهم به الهامات ربّانى بودن روشن و هويدا بود ، امرا و اركان دولت و مقرّبان داعيان حضرت به حصول تيسّر و تمشيت آن امر عظيم خطير ، بر آن وجه سهل يسير ، متيقّن و جازم شده ، به موجب فرمان اشرف اعلى از ديوان احكام قضا امضاى بيگلربيگى دار المؤمنين استراباد بر رقم اين فرمان طغرا كشيدند كه از ميان بيست هزار خانه‌دار تركمان ساكن كنار آب گرگان از اويماقات گلكن و يموت و تكّه ديمرلى ، يك هزار سوار شجاع رزم‌ديدهء كارآزمودهء تمام سلاح برگزيده ، هنگام ورود ولى محمد خان در موكب او حاضر سازد . بعد از آن اعليحضرت ظلّ اللّهى ، پرتو شمّه‌اى از آفتاب توجّه شاهنشاهى ، بر ساحت تهيهء اسباب سلطنت و حكومت و ساز و برگ مهترى و برترى ، و تأسيس اساس اثاث و متاع مناسب مرتبهء واليگرى و سرورى ، كه عبارة اخرى پادشاهى ناحيتى و فرمان‌فرمايى مملكتى است افكنده ، آن ذرّه را به جهات سرافرازى و سربلندى آسمان مرتبهء فضاى رفعت شأن [ 162 ] و علوّ مكان فرمودند ، و آن قطره را به رشحه‌اى از رشحات سحاب نيسان باران عمّان فشان ، به اصناف اسباب وسعت دستگاه و آلات و ادوات باعث زيب و زينت مراتب عزّ و جاه دريا نمودند ؛ و بعد از سرانجام بخشيدن اصناف كارخانه‌جات با همگى ضروريات آن تكلّفاتى كه در بخشش نمودند ، و تفضّلاتى كه در دهش