تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة العالم در اوصاف و اخبار شاه سلطان حسين ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
قضا ، خاكى را كه در جهت تخمير وجود ايشان سال‌ها بيخته بود ، در اندك روزى هباء منثورا « 1 » كرده ، همه را به باد فنا داد ؛ و انوشه بعد از كشيدن بادهء اين كأس‌ها و چشيدن شربت مرارت زهر اين يأس‌ها ، و وقوع اين‌همه مصايب عظمى كه چشم ديدن هيچ‌يك از آنها نداشت ، به وسيله حجّ « 2 » حجّ بيت الله الحرام و قصد طواف ركن حجر و مقام ، خود را از چنان لجّهء خون‌آشام به كنارى كشيده ، هنگام مراجعت به مرجع حقيقى راجع گرديد . و چون عرصهء آن ولايت ، از لوث ولايت آن منكر ولايت بىعاقبت ناپاك و اعقاب او پاك گشته ، مشرب عذب چشمهء صفاى آن مملكت از فرو رفتن و به ته نشستن درد بود « 3 » و گرد وجود آن عابرين غبرامنزلت مغبر طينت ناصافى ، صافى گرديد ، و غيمى هواى [ 157 ] آن بلاد و ديار از رفع غبار مرتفع ، و دفع بخار متصاعد هستى و بود آن نيست‌شده‌گان نابود پرغرور مهيّج غبار فتنه و شور ، به صحوى كشيد ، همگى اعيان و بزرگان خوارزم و تمامى پيش‌آهنگان انجمن و صدرنشينان هنگامهء رزم و بزم ، به درگاه جهان پيشگاه فلك بارگاه اعليحضرت ظلّ اللّهى ، كه اوايل طلوع آفتاب جمال اقبالش از آسمان رفيع تخت و اورنگ شاهى ، و تباشير فروغ صبح جهانتاب نور نوربخشى رخسارش به افسر و ديهيم شاهنشاهى بود ، عريضه ، محتوى بر تفويض همگى كلّ آن ولايت به اولياى اين دولت ابد مدّت ، و استدعاى تعيّن احدى والى از جمله بندگان و ملازمان اين آستان به خانى و ولايت آن ولايت نوشته ، مصحوب ايلچيان ارسال داشتند . و آن اعليحضرت ، بابا سلطان ولد حمزه سلطان را ، كه از اعقاب سلاطين چنگيزخانى ولات خوارزم بود و آباء و اجدادش از زمان خاقان جنّت‌مكان تا اين اوقات و اوان ، در پناه اين آستان مرجع جهانيان ، و از فوايد موايد مكرمت و احسان شاهنشاهى همواره و به حظّى وافر ، و قسطى متكاثر ، محفوظ و بهره‌مند ، و به شرف بندگى و ملازمت اين آستان بر آسمان كهكشان بين الاكفّاء و الاقران مفتخر و سربلند بوده‌اند ، منظور نظر كيميااثر و مشمول پرتو
هامش
( 1 ) . اقتباس از آيهء 23 سورهء فرقان . ( 2 ) . حج اول به معناى قصد . ( 3 ) . بود : در اينجا به معناى هستى و وجود است .
تحفة العالم در اوصاف و اخبار شاه سلطان حسين ( فارسى ) — صفحة 145 | سيد ابو طالب موسوى فندرسكى / رسول جعفريان