التفات قليلى صورت مىگيرد ، و به توجّه يسيرى تيسّر مىپذيرد كه بالغنظران شعلهء جوّاله فطنت عرصهء عالم دانش و بينش ، و نگاه آشنايان مطالعهء دقايق اوراق اين نه كتاب آفرينش كه تدبيرات صايبهاش را در هر كارى ديده ، و فعل عقل فعّالش را در حلّ و عقد اصناف معضلات امور پسنديدهاند ، در آن متحيّر و در اين متأمّل و متفكّراند كه اين گلهاى رنگارنگ زيبافزاى بهارستان جاه و جلال ، كه به نسيم روحپرور شميم مهبّ الطاف خدايى در گلشن دولت ابد مدّتش از گلبن امانى و آمال شكفته و مىشكفد ، از باغبانى نيروى بازوى اقبال است يا حسن تدبير و رأى ، و اين نهالهاى بارور و دوحههاى ميوهپرور ثمرات امارات قوّت طالع و اقبال ، كه از سحاب مدرار و ابر دريابار فضل جناب كبريايى در بوستان شوكت دوران عدّتش از جويبار اميد دميده و مىدمد ، از آبيارى زور سرپنجهء دولت بىزوال است يا فكر كامل عقل مشكلگشاى ؛ و فى الواقع تحقيق حقيق به تصديق آن مىنمايد كه چون عليّت هريك [ 153 ] ظاهرا به استقلال ، و توارد علّتين بر معلول واحد محال است ، احدهما را از ديگر جزء اخير علت تامّه شمردن ، طريق نقيضى از اشكال باشد ، و حقّيّت اين دعوى به چندين دليل واضح روشن و عيان ، و ثبوت اين مدّعا به چندين برهان لايح مبرهن و مسلّم جهانيان است ، و چون ارادهء انهاى آنها همه بنابر عدم تناهى و انتها از حكم له به حكم نهيه به منهى منها ، و مطلب تعداد صفات ، نه اظهار بيان تعدّد دلايل اثبات هريك از آنها است ، پس در مقام مقتضى اختصار اقتصار به يكى از آنها كه باقى را بر آن قياس توان نمودن ، اولى است ، لهذا بيان چگونگى تسخير كلّ ولايت اورگنج ، يعنى خوارزم به رزم ، كه به تأييد جناب مقدّس الهى و نيروى بازوى اقبال ظلّ اللهى ، به آسانى و سهولتى حاصل شده ، كه امروز نقل آن رزم ، نقل مجلس هر انجمن بزم مناسب مىنمايد .
و داستان كيفيّت آن برهان ساطع قوّت اقبال بر سبيل اجمال ، اينكه چون انوشه خان حرامتوشه ، نشان والى خوارزم در اوايل جلوس خاقان طوبى آشيان قدسمكان از شاهراه سليم و صراط مستقيم رعايت ادب اين سلسلهء سنيّهء والاى صفويّه و اين دودمان خلافتنشان معلّاى مرتضويّه كه
تحفة العالم در اوصاف و اخبار شاه سلطان حسين ( فارسى ) — صفحة 142
مساهمون: سيد ابو طالب موسوى فندرسكى
ص١٤٢