جزو ششم تحفة العالم
[ صفت چهاردهم : عزم شاه در فتح اورگنج خوارزم ]
چهاردهم : از صفات ذات مرضية السجيّات اعليحضرت
[ 151 ] بلند آسمان جهان شهى * فروزنده ماه سپهر مَهى
به چهر و جبين ، صبح ذو المطلَعَيْن * شه شهنشان ، شاه سلطان حسين
كه در عهدش از جرأت بر ستم * نيارد زدن هيچ بد ، گاه دَم
به مظلوم و ظالم ز مهر و ز قهر * به يك جاى ترياك ، و يك جاى زَهر
دهد نور عدلش ز آتش سراغ * كه هم سوزد و هم فروزد چراغ
فروزنده ماهى در ايوان رزم * جهانسوز برقى به ميدان رزم
نه در هفت منظر چو او يك نگار * نه در چارميدان چو او يك سوار
قوّت طالع و بلندى اقبال ، گشادهرويى صبح دولت ، و روشنى غرّهء ناصيهء جاه و جلال است ، كه ابواب تمشيت انواع مهام ، موافق مقصود و مرام ، بر روى اولياى دولت خجسته آغاز مبارك انجامش باز ، و دست تسلّط اقليمگيرى و كشورگشايى و قدرت بر اجراى هرگونه حكم و فرمان لازم جهان دارايى و فرمانفرمايى بر جهان و جهانيان دراز است . معظمات امور لوازم عزايم پادشاهى ، و مفخّمات شئون مدعيّات دواعى شاهنشاهى ، كه ملوك سوالف زمان ، و پادشاهان سوابق ازمنه و احيان را با وجود خالى كردن خزائن ، پر كردن [ 152 ] ظروف آمال سپاهيان ، و صلاى برچيدن گنجهاى بر روى هم چيده ، به جنود و عسكريان ، مادهء امكان آن در مرآت فعليّت صورت تحقق نمىيافت ، و فروغ روشنايى از صبح حصول آن بر فضاى عالم آمالشان نمىتافت ، چنان به