پادشاهان عظيم الشأن است ؛ و از اين جهت است كه اكثر ملوك عالىمقدار و سلاطين ذوى الاقتدار در اين باب اهتمام و در تزيين آنها توجّه تمام مىفرمودهاند .
اعليحضرت سكندر عظمت ارسطوفطنت ، فرمودند ، كه : سؤال كه : چرا پادشاهان چنين مىكردهاند ؟ چه فايدهاى در اين مىديدهاند ؟ نگهداشتن فيل فى الجمله فايدهاى دارد ، چه ركوب پادشاهان را به هيئت حالت جلوس بر تخت بودن بعضى از ملازمان در خدمت مىشايد و در لشكركشىها و قلعهگيرىها ، جهت هدم ديوار و بنيان ، احيانا كار توپ و در ديگر اوقات هم ديگر كارها از آن مىآيد ؛ اما از شير و ببر و پلنگ و امثال آنچه كار مىآيد ، و از بستن آنها چه مىبندد و چه مىگشايد ؟ و اگر در نگهداشتن امثال اين جانوران بالخاصيه ، فايدهاى مىبود كه عقل بشرى ادراك آن نمىنمود ، البته حضرت [ 147 ] شارع كه هرچه خيرت و صلاح حال عباد در آن بوده ، بيان فرموده ، به آن هم اشارهاى مىفرمود . چون هيچيك از اينها نيست و حضرت مقدّس نبوى - صلّى الله عليه و إله و سلّم - به آن عمل نفرموده ، و در عهد هيچ از سلاطين قريب به عهد آن حضرت هم معمول نبوده ، و عقل هم ادراك ترتب فايدهاى بر آن ننموده ، پس نگهداشتن آنها لغو خواهد بود ، و به حكم
وَ الَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ
« 1 » اعراض از آن و حكم به ترك آن ضرور است .
و بعد از چند روزى از اين سخن ، كه به عرض اشرف اعلى رسانيدند كه يكى از شيربانان به چنگال شير مستى مجروح شده ، مشرف به هلاك است ، اين معنى جزء اخير علت تامّهء انحراف طبع مبارك از نگهداشتن آنها شده ، حكم قضا جريان به قتل چند شير مستى كه رها كردن آنها موجب تلف نفس شريف انسانى مىنمود و دفع باقى شيران و ببران و همگى آن سباع درندهء زشتخصلت ، شرف صدور يافته ، شيرخانهها از لوث وجود آن شيران مست ، چون شيرهخانهها در قورق شراب از مستان به هولى « 2 » خالى شد كه شير از بيشه گريخت ، و از استعمال شمشير بتّار در جسم ضخيم آن چند شير پتياره
هامش
( 1 ) . مؤمنون : 3
( 2 ) . هول به معناى ترس . به هولى از روى ترس .