به سرگوشى و اسرار ، هريك كه موافق مقتضاى آن مقام باشد ، مىگويند كه در اين وقت خلايق شما را سخت دعاهاى به اعتقاد مىكنند و غريب محبّت و ولايى از شما در دلها قرار گرفته كه آنچه ديگرها از پادشاه پنهان مىكنند ، شما همه را صريح مىگوييد و در هر امرى صلاح دولت ولىنعمت و رفاهيّت خلق مىجوييد .
از جمله مذكور مىشود كه مطلبى را بر خلاف واقع عرض كرده بودند و حكم اشرف بر طبق آن واقع شده بود و شما ايستادگى كرده ، آن حكم را برگردانيدهايد و در هر باب سخنهايى كه مطلع شدن پادشاه بر مضمون آنها ضرور بود و از او پنهان مىداشتند ، شما همه را به عرض رسانيدهايد ؛ فى الحقيقه اين دولت را شما به راه مىبريد ؛ و جهت آسايش خلق ، به خود آزارها راه مىدهيد .
بعضى از امرا و اركان دولت كه اهل عقل كامل و متانت و وقار و در همه ابواب ، سرآمد عقلا و ادبا و كاردانان روزگار ، و بر مقالاتى كه ياد از كمال عقيدت بندگى دهد ، چه در غيبت و چه در حضور ، راسخ دم و بر افعال و اطوارى كه اشعار به نهايت عبوديّت و سرافكندگى داشته باشد [ 118 ] چه در نزديك و چه دور ثابتقدماند ، به گفتار و كردار چنان مىكنند كه همهكس را اعتقاد جازم يقينى حاصل شود كه ايشان را در پيش پادشاه ، منزلتى و محلّى و در هيچ امرى و كارى به هيچوجه مدخلى نيست ، و بىفرموده و رخصت پادشاه ازيشان هيچكارى نمىآيد ، و عقدهء هيچ مشكلى از ايشان نمىگشايد ، اگر پادشاه با كسى بىتوجّه باشد ، ايشان را جرأت آن نيست كه او را به خوبى وصف كرده ، خواهند كه پادشاه را با او بر سر توجّه آورند ، و اگر پادشاه با كسى بر سر توجّه باشد ، ايشان را زهره و ياراى آن نى كه از او به بدى سخن مذكور ساخته ، خواهند كه طبع پادشاه را از او منحرف گردانند . در هر باب ، آنچه به خاطر مبارك او مىرسد ، خيال هيچيك از ايشان به آن نتواند رسيد و در اوجى كه شاهباز رأى رزين و فكر متين او بال پرواز مىگشايند ، مگس ذهن قاصر ايشان تا آنجا نتواند پريد ، و همه در پاى هيبت و سطوت جلال او چون موج استخوان در تن آب و قالب تهى كردهتر از حباباند ، و كافّهء ناس را به
تحفة العالم در اوصاف و اخبار شاه سلطان حسين ( فارسى ) — صفحة 118
مساهمون: سيد ابو طالب موسوى فندرسكى
ص١١٨