عزل نشينند ، و اين خصوصيت به امرايى كه خدمت پادشاه سابق كرده باشند ، ندارد ، بلكه اگر پادشاه خود هم جمعى را تربيت كرده ، مناصب بلند عطا فرموده باشد ، و بعضى از ايشان از بختبرگشتگى مصدر ظهور امثال اين صفات و سمات شوند ، يقين كه پادشاه نظر شفقت از ايشان بازگرفته ، معزولشان مىسازد ، و همچنانكه از زمين به آسمانشان برافراخته ، از آسمان بر زمينشان مىاندازد .
اما بعضى ديگر از امرا و اركان دولت و اشراف و اعيان حضرت ، كه از اهل كمال و فضل و ارباب دانش و عقل و محلّ اعتماد دولت پادشاهى و محرم خلوت اسرار شاهنشاهى و در فنون معارف الهى كار ساخته ، و حق تعالى به صفات كمال و نعوت جلال چنانكه بايد شناختهاند ، و به برهان قاطع و دليل ساطع مىدانند كه خداوند حكيم عالم قادر مختار ، كه هم آفرينندهء جهان و جهانيان و هم از مرحمت خداوندى تربيتكننده و پروردگار ايشان است ، عنان اختيار چندين هزارهزار خلق موحّد شيعهء پاك اعتقاد را كه كثيرى از ايشان سادات و علما و فضلا و عبّاد و زهّاد و اخيار و ابرارند ، جز به كف اقتدار پادشاه مرشد كامل نسپارد و كار حلّ و عقد و قبض و بسط و رتق و فتق و نظم و نسق [ 113 ] چندين هزار معمورهء پرخلق امصار و بلاد جهان را جز به شاهنشاه عاقل كاردانى كه كما ينبغى از عهدهء كفايت آن برآيد وانگذارد ؛ به پادشاه آن اعتقادى كه بايد دارند و مرتبهء او را چنان كه هست مىشناسند و به يقين مىدانند كه او به تدبير كارهاى بزرگ سوانح امور پادشاهى از جميع عقلاى روزگار داناتر و به رزانت راى و متانت فكر صواب نماى از همه ، صاحب قدرتتر و تواناتر است و مرتبهء بلند تسلّط و رفعت پادشاهى را در اوجى كه دارد مىدانند و پايهء پست بندگى و خاكسارى خويش را در حضيضى كه افتاده مىشناسند و به اينكه مس كمقيمت وجودشان به اكسير توجّه و التفات شاهى ، طلاى خالص عيار گرانبها شده باشد ، خود را گم نمىكنند و از جام بادهء توجّهات پادشاهى هرچند كه سرشار افتاده باشد ، به بدمستى جرأت و بىادبى ، خود را در خمار نمىافكنند و هرچند كه پادشاه از جهات فرمودن اعتبارات ، ايشان را بزرگتر و عظيمتر كند ، خود را در نظر او كوچكتر و
تحفة العالم در اوصاف و اخبار شاه سلطان حسين ( فارسى ) — صفحة 115
مساهمون: سيد ابو طالب موسوى فندرسكى
ص١١٥