جزم و يقين ، چه اين احتمال هم راه مىدهند كه شايد كه چنين نباشد و امرا و اركان دولت زياده بر اينكه مردم را به پادشاه شناسانند و چگونگى كارها را موافق واقع به عرض رسانند ، در امور پادشاهى مدخلى نداشته باشند و كارها همه با پادشاه باشد . چه پادشاهان صاحبان عقول قويّه و از جانب حق تعالى مؤيّد به نفوس قدسيهاند ، كاردانى و تدبير امور شاهنشاهى ايشان فطرى است و ايشان را در هيچ باب از اين ابواب ، احتياج به تعليم و آموزندگى كسى نيست و قوّت عقل ايشان زياده بر عقول جميع خلايق و فهم و ادراك ايشان بر فهم و ادراك هر عاقل كاملى راجح دقايق است .
پس بنابر امكان وقوع هريك از اين دو احتمال و صورت عقلى داشتن هريك از اين دو راه ، خيال خلايق از تردّد و شكّى كه دارند ، همّت بر ظاهر شدن اينكه از اين دو احتمال كداميك واقعى [ 116 ] و مطابق نفس الامر است ، مىگمارند و چون سخنان جمعى كه از آستان خدمت حضور ، دور ، و از ميان كار بر يك كراناند ، مناط اعتماد و اعتبار نيست ؛ لهذا كافّهء خلق از فحواى افعال و اقوال امرا و اركان دولت ، در مقام استعلام درآمده ، چشم بصيرت بر مشاهدهء اطوار ايشان باز و گوش هوش بر سخنان ايشان برآواز دارند و در طريق مدخل نمودن ايشان در كارها نظر مىكنند و متوجّه كيفيّت تكلّم ايشان به هر صاحب كارى مىشوند كه ببينند كه در افعال يا اقوال ، استقلال و استبداد ، خود را صريحا يا ضمنا يا كنايتا ظاهر مىسازند و مثل اين معنى را كه در اين كار ما را آنقدرها مدخل هست كه اگر خواهيم چنين مىشود و اگر نخواهيم نمىشود ، به زبان اظهار مىكنند يا به رمز و اشاره در خاطر خلق مىاندازند ، يا آنكه از گفتار و كردار ايشان ظاهر و مستفاد مىشود كه از بعضى كارها عاجز و ناتواناند و بسيارى از امور هست كه مىخواهند كه بكنند و نمىتوانند و خواص خلق را در معلوم كردن صورت حال طريقى درستتر و آسانتر از اين هم هست ، چه اكثر ايشان با امرا و اركان دولت مصاحبت و مصادقت دارند ، و در اثناى صحبت ، هم جهت آنكه حقيقت حال را از قول يا فعل [ 117 ] ايشان معلوم نمايند و هم جهت آنكه به سخنهاى خوش آينده ، هرچند كه بر خلاف واقع باشد ، محبّت خود را در دلهاى ايشان افزايند ، به جهر و آشكار يا
تحفة العالم در اوصاف و اخبار شاه سلطان حسين ( فارسى ) — صفحة 117
مساهمون: سيد ابو طالب موسوى فندرسكى
ص١١٧