تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة العالم در اوصاف و اخبار شاه سلطان حسين ( فارسى ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
باشد ، آن را صلاح دولت نام كرده ، با وجود خيانت و ناراستى و احتمال مقبول نيفتادن آن تلاش در امر مناسب غرض را به مجرّد احتمال قبول فوزى عظيم شمارند . و نيز گاهى است كه پادشاهان را كردن بعضى كارها به اقتضاى مصلحت‌هاى اسرار پادشاهى لازم مىشود ، كه آن در نظر بعضى از كوتاه‌انديشگان خلق ، كه از سرّ آن و حكمتى كه در آن هست غافلند ، خوب ننمايد و در باطن بر آن اعتراض دارند ، و غرض از مشورت ، آن است كه خلق آن را از جانب پادشاه ندانند ، بلكه امراى صاحب مشورت را بانى و باعث آن شمارند . و نيز گاهى هم سبب آن مىشود [ 108 ] كه چون فكر و تأمّل در عواقب امور و نظر انداختن بر انديشه‌هاى دور ، و به حركت ذهن در تفكّر مسافت بعيد اطراف كارها پيمودن ، و به غور انديشه در تدبّر عمق لجّهء عميق اعماق عمايق امور را غوص نمودن ، زمانى مىبرد و صرف اوقاتى لازم دارد و حال آن‌كه مهمّات بزرگ و شغل‌هاى عظيم ديگر هست كه اعتناى به شأن آنها بيشتر ، و صرف فكر و تعمّق نظر در آنها لازم‌تر است ، لاجرم جمعى را كه بر عقل و دانش ايشان فى الجمله وثوقى حاصل شده ، مأمور مىسازند كه اوقات صرف تفكّر و تدبّر در آن كرده ، هريك را آنچه به خاطر رسد با دلايل راجحيّت آن و مرجوحيّت ضدّ آن به عرض رسانند تا پادشاه به اندك توجّه نظرى ، هريك از آنها را كه صواب شمارد ، معمول دارد كه در اين صورت و برين تقدير هم در كارهايى كه از آن اهم و ضرورتر بود ، فكر نموده ، و هم در آن ماده به مقتضاى عقل كامل خويش عمل فرموده ، و اگر فرضا در مشورتى از مشورت‌ها ، هريك از اركان دولت و امرا رأيى اختيار كنند ، و پادشاه ، رأيى كه غير آن‌ها باشد و بر آن اصرار نمايد ، بايد از ظاهر حال نظر بستن ، و به يقين و علم قطعى و اعتقاد جازم دانستن ، كه رأى پادشاه درست و صائب است ، و به منظورى كه دارد همان مناسب . چه‌گاه است كه پادشاهان را چيزى منظور هست و آن مطلب افتاده ، و بنابر بعض جهات نمىخواهند كه آن را اظهار كنند و اگر به رأى امرا عمل شود ، ضررى به آن مطلب مىرسد كه تدارك‌پذير نباشد ،