مخلوقى را موجود نمىشمارند و از جادّه خداترسى و حقجويى و رعايت آداب بندگى و خدمت ولىنعمت ، به يك سر موى ، پاى بيرون نمىگذارند .
تمثيل [ ميان پيامبر ( ص ) و شاه در مشورت با امرا ]
[ 105 ] اما مشورت نمودن پادشاه با امرا و اركان دولت در بعضى از امور متعلّق به ملك و مملكت ، مثل مشورت نمودن حضرت پيغمبر است - صلّى الله عليه و آله و سلّم - با اصحاب كه همه امّت و رعيّت او بودند به فرمان حق تعالى ، كه در قرآن مجيد فرمود كه :
وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ
« 1 » و همچنانكه از مشورت آن حضرت با بعض اصحاب در امرى از امور ، لازم نمىآيد كه اگر آن حضرت به تنهايى در آن امر تأمّلى فرمايد ، چارهء آن را موافق صواب نتواند ساخت و كما ينبغى به حق آن نتواند پرداخت و منافاتى با آن مقدمهء مسلّم ندارد كه آن حضرت از جميع خلق عالم افضل ، و در عقل و دانش و بينش از همه اكمل است ، همچنين از مشورت پادشاه هم با اركان دولت در كارى از كارهاى ملك و مملكت ، لازم نمىآيد كه خود به تنهايى تدبير آن نتواند نمود و عقدههاى اشكال از رشتهء آن امر نتواند گشود و منافاتى با آن مقدمهء مشهورهء حقه ندارد كه نفس پادشاهان قوىتر از نفوس باقى خلايق ، و عقل ايشان كاملتر از عقول همه است ، و آنچه به اندك غورى و تأمّلى در يك ساعت به خاطر ايشان رسد ، غير ايشان را به فكرهاى بسيار در روزگار دراز به خاطر نمىرسد .
[ دلايل مشورت شاهان با ديگران ]
بلى ، سبب مشورت ، گاهى اين مىتواند شد كه چون پيغمبران و امامان و پادشاهان را در تمهيد قواعد دين و ملّت و تشييد مبانى ملك و دولت ، شغل خاطر و مواضع نظر تدبّر و تفكّر ايشان بيرون از حدّ حصر و شمار است ، و ممكن است كه بنابر اشتغال [ 106 ] خاطر به كليات امور ، از بعضى جزئيات غافل شوند ، و بنابر مصرف داشتن نظر در انديشهء تدبير كارهاى عظيم بزرگ از بعضى كارهاى حقير كوچك ذاهل گردند ، در جانقى و مشورت ارباب آنكه
هامش
( 1 ) . آل عمران : 159