خصال و فعال و نيّات و صفات ايشان اطّلاع حاصل ساخته [ 95 ] و از قرارى كه مذكور مىشود ، اكثر ايشان را شايستهء مناصبى كه دارند نمىداند ، و اعتقادش آن است كه بر فرضى كه ايشان قبل از اين شايستهء مناصب خويش مىبودند ، و در عهد آن دولت و آن زمان ، گوى تفوّق و امتياز از اقران مىربودند ، امّا در اين وقت و نظر به دولت چنين پادشاهى و اقتضاى چنين وضعى از حليهء شايستگى آن مناصب ارجمند ، عارى و عاطل ، و از زيور زيبندگى اوج آن مراتب بلند منحط و نازلاند ، و هرگاه نظر مباركش بر يكى از ايشان مىافتد ، اين معنى به خاطر مباركش مىرسد ، و متذكّر عدم شايستگى ايشان مىشود ، و احيانا هم از بعض اطوار ناملايم ايشان بر خود مىپيچد .
و مقتضاى طبع نازك غيورش آن است ، كه همان لحظه حكم به عزل ايشان نمايد ، و در آن صبر و تأمّل - كه بر خاطر مباركش دشوار است - نفرمايد ، امّا به محض رعايت همين معنى كه زود است كه به تغيير و تبديل امرا و اركان دولت والد خويش حكم فرمايد ، و ايشان را از مناصبى كه دارند معزول نمايد ، تا مدّت يك سال ، بل متجاوز از آن ، بر ناموافقى اطوار ايشان با طبع مبارك اعلى صبر نموده ، و گرانى شيوه و رويّهء رديّهء ايشان بر خاطر انور و الّا تحمّل فرمودهاند ، و در اين اوقات كه اوان ابتداى شروع در تغيير و تبديل ، و كوكب طالع ظلمت اندوزان جهل مركّب را از برج شرف ، زمان تحويل است ، چند نفرى از ايشان كه در عزل و تغيير مقدّم داشتن ايشان را بر ديگران به حسب استحقاق ، اهمّ و احرى ، يا به مقتضاى وقت انسب و اولى مىدانستند و به عزل ايشان پرداختند ، و بعضى از ايشان را از آستان دور و مخمول ، و بعضى را به شغل ديگر [ 96 ] مأمور و مشغول ساختند ، هم نخواستند كه آن را به وضعى نمايند كه پرظاهر شود كه ايشان را لايق اين نحو مناصب نمىدانستهاند ، و اين معنى شهرت نكند و خفّت زيادى به ايشان نرسد . اگرچه بعضى سزاوار آن خفّت هم باشند كه جز تخم خيانت و ناراستى و كجروشى در زمين قول و عمل نپاشند ، بلكه از كمال خوشطينتى و ملك خصلتى ، مناسب چنان ديدند كه هريك از ايشان را به خدمتى ديگر از خدمات ، كه اشتغال به آن مستلزم بعد مسافت مكان ايشان از درگاه فلك پيشگاه ، يا مستلزم قلّت رجوع به حضور ايشان در
تحفة العالم در اوصاف و اخبار شاه سلطان حسين ( فارسى ) — صفحة 103
مساهمون: سيد ابو طالب موسوى فندرسكى
ص١٠٣