تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة العالم در اوصاف و اخبار شاه سلطان حسين ( فارسى ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
تكلّم متعارف و آيان « 1 » و دلچسب بودن مستمعان ، و اين امرى است بسيار عظيم ، و خطبى به غايت جسيم . چه اكثر ملوك و سلاطين ، و اكاسره و قياصره و خواقين ، بل همگى ايشان ، بلكه هريك از غلامان و ملازمان اعليحضرت چه از اركان دولت و مقرّبان ، و چه از سلطانان و خانان و بيگلربيگيان در وقت تكلّم و خطاب ، چه با جمعى كه ايشان را در مرتبه با خويشتن مساوى دارند ، و چه با جمعى كه ايشان را از خود فروتر شمارند ، از طلاقت وجه و مأنوسى طور ، خوددارى مىكنند ، و به نحوى مكالمه مىنمايند كه ما آنيم كه صاحب فلان مرتبه و منزلتيم ، از آن مفهوم شود ، و ما را به وقع و تمكين ديگر بايد بود ، از آن مستفاد گردد ، و احيانا آواز خود را هم قدرى درشت مىكنند ، و زياده بر قدر حاجت صوت خود را بلند كرده ، جهر بى جا به كار مىبرند ، بلكه بعضى از ايشان چشم فراخ كردنى و تند نگاه كردنى كه [ 93 ] شايد به اعتقاد ايشان دخل در اضطراب و توحّش مخاطب يا دخل در افزونى تمكين و هيبت مخاطب داشته باشد ، به آن منضم مىسازد ؛ و در اكثر مخاطبات و مكالمات به نحو اين شيوه‌هاى بى جا و انقباض‌هاى ناخوش‌نما خود را از حالت طبيعى و هيئت خلقت جبلّى بيرون برده ، به معزلى مىاندازند . و بعضى از ايشان خود اين صفت‌هاى ناخوب و خصلت‌هاى نامرغوب را چنان ورزيده و ملكهء خويش كرده‌اند كه بر ترك آن قادر نيستند تا به حدّى كه اگر خواهند كه هنگام ضرورت ، اظهار شكفته‌رويى و طلاقت وجهى نمايند ، و به دلچسبى و نرمى و شيرينى ، كلام خود را آرايند ، آن نه موافق مدّعا مىآيد و نه بر وفق تعارف روى مىدهد ، بلكه بسيار خنك و تنك و نادلچسب و بىمزّه و افسرده و يخ‌بسته اتّفاق مىافتد . و اين اعليحضرت زبدهء احفاد رسول ثقلين ثالث سليمان و ذو القرنين ، با هر صنفى از اصناف امم و با هر طبقه از طبقات بنىآدم ، چنان مأنوس و متعارف تكلّم مىنمايد و به گشاده‌رويى و طلاقت وجهى مخاطبه مىفرمايد ، كه گويا او هم از آن صنف و در مرتبه‌اى با مخاطب مساوى است و به هيچ‌وجه بر وى علوّى و ترفّعى ندارد ، خصوصا با سادات و علما و فقرا و ضعفا كه به يك لينت
هامش
( 1 ) . آيان : بديهه .