تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 889

مساهمون:

ص٨٨٩

گفتار دهم پايان كار خيابانى

بدانسان كه گفتيم خيابانى تبريز را از نمايندگان دولت و از بدخواهان تهى گردانيد ، و خود رخت بعالىقاپو كشيده در كاخهاى آراسته و دلگشاى آنجا كه وليعهدها براى خوشگذرانيهاى خود ساخته و آراسته بودند نشيمن گرفت ، و چنان كه مىگويند از همان هنگام رفتارش نيز ديگر گرديد و به پيرامونيان بيپروايى نشان داد . از آن سوى بشهرهاى آذربايجان پرداخته براى هريك فرمان‌روايى از پيرامونيان خود فرستاد . چون امير ارشد در قره‌داغ گردنكشى نشان ميداد بانديشه كوفتن سر او افتاد . چنان كه گفته‌ايم سردار عشاير را در تبريز گرفته با دستور خيابانى بند كرده بودند . از اينرو برادرش امير ارشد دشمنى مينمود و ايستادگى نشان ميداد . از آنسوى برخى از خان‌هاى قره‌داغ كه با وى همچشمى ميداشتند بخيابانى گراييده پيامها و نويدها مىفرستادند . اين بود خيابانى دسته‌اى از ژاندارم و ديگران را جدا گردانيده بنام « قوهء اعزاميه » ، با يكى دو تن از پيرامونيان خود روانه قره‌داغ گردانيد كه در آنجا بهمدستى خانانى كه نويد همدستى داده بودند با سواران امير ارشد بجنگند . ما از كارهاى اين سپاه آگاهى نميداريم ، ولى در روزنامه تجدد مىبينيم خيابانى در روزهاى اخير زندگانى خود از فيروزى اين سپاه سخن رانده و چنين گفته كه امير ارشد زينهار خواسته است و از در فروتنى درآمده . در خود تبريز كه از قزاقان بدرفتاريها ديده ميشد و خيابانى بارها از ايشان بد