بدينسان خيابانى در كارهاى خود فيروزى مىيافت ، و چون وليعهد اين هنگام در تهران ميزيست و شمس العماره يا عالىقاپو كه كاخ پادشاهى و نشيمنگاه وليعهدهاى ايران ميبود زنان و بستگان او مىنشستند خيابانى خواست آنان را بيرون كند و آنجا را نشيمنگاه خود و كانون خيزش گرداند و بزنان وليعهد دستور بيرون شدن داده روز سوم تيرماه را برگزيد كه از تجدد به آنجا روند ، و در اين ميان خواست آن روز يك جشن باشكوهى باشد و هواداران خيزش نيروى خود را بمردم نمودار گردانند ، و اين بود دستور بسيج داد .
زنان وليعهد و پيرامونيان او يك كاروانى بستند ، و چون عين الدوله نيز نه كارى از پيش ميبرد و نه سودى برميداشت و از درنگ در تبريز نتيجهاى نديده در آهنگ رفتن ميبود ، او هم با پيرامونيان خود بباسمنج رفت ، و از آنجا همگى همراه گرديده كاروان بزرگى پديد آوردند و رو بتهران روانه گرديدند . بدينسان تبريز از نمايندگان دولت تهى گرديد و كسى كه در برابر « قيام » ايستادگى نمايد نماند .
از آنسوى خيابانى دستور داد روز پنجشنبه سوم تيرماه ادارهها از آغاز روز ، و بازارها پس از نيمه روز ، بسته گردد و دستگاه « قيام » باشكوه و نمايش از تجدد برخاسته در عالىقاپو جا گيرد .
90 - سلطانزاده در آن روز ادارهها و بازارها بسته گرديد . خود خيابانى با پيرانيامون در عالىقاپو جا - گرفتند و موزيك بنوازش پرداخت و مردم در آنجا و در سر راهها انبوه شدند . از آنسوى همگى پيروان ، از مجاهدان و گارد ملى و ديگران كه نيروى « قيام » شمرده ميشدند تفنگها بدوش در عمارت تجدد گرد آمدند و دستهها بستند و موزيك بجلو انداختند و پاىكوبان روانه گرديدند ، و از بازارها گذشته بعالىقاپو درآمدند و در آنجا سان داده بنمايشهايى پرداختند . همچنان شاگردان دبيرستانها دستهدسته آمده سرودها
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 887
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٨٨٧