تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 888

مساهمون:

ص٨٨٨
خواندند . خود خيابانى و ميرزا تقيخان و ديگران گفتارها راندند و اميدها نمودند و نويدها دادند . امروز رويه‌كاريهاى بسيارى رفت . پياپى بانگ « زنده باد دموكراسى » و « زنده باد خيابانى » بلند ميشد ، پياپى دست مىزدند ، سرودهاى گوناگون ( از جمله « مارسيز » ) ميخواندند ، شاديها مينمودند . امروز خيابانى خود را در اوج فيروزى ديده از گناهكاران سياسى درگذشت ( عفو عمومى داد ) . در روزنامه تجدد اين جشن و نمايش را بزرگ نشان داده و باز از « كف‌زدنهاى رعد - آسا » يادها كرده ، ليكن چنان كه تبريزيان ميگويند ، در اين روز بود كه انبوه مردم به سستى كار خيابانى پى بردند . زيرا پس از چند ماه خيزش و كوشش ، پس از آنهمه فيروزيهاى پياپى كه خيابانى را در برابر دشمنان رخداده بود ، امروز شماره كسانى كه بايستى تفنگ بدوش اندازند و يگرنگى خود را با « قيام » بهمگى نشان دهند بسيار كمتر از آن بودند كه اميد ميرفت . همانا خود خيابانى و پيرامونيانش اينرا دريافته بوده‌اند كه ميبينيم در روزنامه تجدد مينويسد : « قائدين قيام خواسته بودند حدود اين جشن را حتى الامكان محدود ساخته اين آيين انقلابى را با يك نوع محرميت و در داخله يك دايره خصوصى و خودمانى برپا دارند . . . »