برداشته شد . كسانى كه در كونسولخانه بستنشين ميبودند يكايك بيرون آمده خود را سپردند و يا نهانى بگريختند .
اكنون در تبريز يگانه نيرويى كه سر بخيابانى فرونمىآورد « قزاقخانه » ميبود .
اين دسته از سپاه كه زيردست سركردگان روس راه برده ميشد ، و يكههاى آن بيشتر جوانان دژآگاه و بدرفتارى مىبودند كه جز زيردستان خود از كسى فرمان نميبردند و پروايى نمىنمودند ، جنبش خيابانى و همراهانش در آنان نهناييده گرايشى از آنان بسوى خيزش ديده نميشد ، بجاى خود كه دشمنيها و بدخواهيها نيز نمودار ميگرديد .
در همين روزها يكدسته ديگرى از اردبيل به تبريز آمد ، و اينان بقزاقخانه نرفته در كاروانسراها در ميان شهر نشيمن گرفتند ، و يكههاشان در بازار و ديگر جاها با مردم زمختى و دژخويى آغاز كردند ، كه تو گويى فرماندهان دستورهايى داده بودند و قزاقخانه ميخواست بودن خود را بخيابانى بفهماند .
از اينرو خيابانى در سخنرانى خود به ياد ايشان پرداخت كه از جمله روز دوشنبه يكم تيرماه در گفتار خود چنين گفت : « دو روز است تجلى اين تصميم ما كه ميخواهيم حاكميت مليه را برقرار داريم در دشمنان ما مؤثر افتاده و سر خود را مىجنبانند . با تشويقات و ترغيبات آنان افراد قزاق . . . بناى شرارت را گزارده باهالى پيچيدگى مى - كنند . اهالى تا امروز بواسطه اخطارات سخت ما دست و پا بسته و مغلول بود . . .
امروز اخطار مىكنيم : بعد از اين هرگاه يكنفر قزاق بيكنفر اهالى تعرض كند بايد جسد بيروح او در كوچه بماند . قزاقخانه بايد راحت بنشيند و موجوديت خود را بما احساس نگرداند . . . قزاقها وقتى كه وارد شهر و بازار مىشوند بايد غيرمسلح باشند ، در كاروانسراهاى داخل شهر اقامت نكنند . هرگاه اين اخطار را فورا تلقى نكرده از كاروانسراها خارج نشوند هيچ نوع آذوقه به آنان داده نخواهد شد و محصور خواهند ماند تا وقتى كه مقدرات قزاقخانه يك مرتبه حل گردد » .
اينهاست جملههايى از گفتار درازى كه خيابانى دربارهء قزاقها رانده و همانا در نتيجه اين گفتار قزاقها از شهر برداشته شدند كه همگى در قزاقخانه گرد آمدند ، ولى خواهيم ديد كه همينان چه گزندى بخيابانى رساندند .
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 886
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٨٨٦