دشمنىهاى آشكار با مشروطه كرده و يا با دست خود آدم كشته باشد و كسى را براى پشتيبانى و نگهدارى نداشته باشد . اينست عين الدوله را كه در آغاز مشروطه آن سياهكاريها را كرده و يازده ماه در پيرامون تبريز نشسته و هزاران مردان غيرتمند و جوانان دلير را به خون آغشته و بدانسان مردم شهر را دچار گرسنگى ساخته بود گناهكار نميدانستند ، نيز كسانى كه در باغشاه گرد محمد على ميرزا را گرفته و در همه كارهاى ننگين لياخوف دست داشتند و اين زمان بيشرمانه روى بسوى آزاديخواهان آورده بودند بد نمىشمردند بلكه با آغوش باز ايشان را ميپذيرفتند . ولى چند كسى را گناهكار ميشمردند و به خون آنان تشنه بودند .
نخست كسى كه دچار كيفر گرديد مفاخر الملك بود از اين مرد نام بردهايم . در طهران حكمرانى داشت و از بدنهادى به خون آزاديخواهان تشنه شده سخت دنبالشان ميكرد . چنان كه اسمعيل خان نامى را با دو كس ديگر گرفتار كرده بدست محمد على - ميرزا سپرد و او فرمان داد اسماعيل خان را در بيرون باغشاه از دروازه آويزان كردند .
دو تن ديگر را سفارت انگليس ميانجى شده از مرك آزاد ساخت . يك كار ديگر مفاخر الملك كشتن آقا مصطفى اشتيانى و سه تن همراهش بود كه در شاه عبد العظيم خانه گرفته بعنوان همراهى با بستنشينان آنجا نشيمن گزيده بودند و دستهاى از اوباش با دستور مفاخر الملك شبانه بر سرشان ريخته كشتارشان كردند .
چون محمد على ميرزا بسفارت روس رفت دانسته نيست از چه رو اين مرد با وى همراهى نكرد و در بيرون ماند و سپس چون در شهر نمىتوانست زيست با جامه ناشناس بيرون آمده آهنك مازندران نمود و شايد ميخواست بقفقاز شتابد ولى يكى از سرشناسان لاريجان او را شناخته و دستگيرش كرده روز سوم مرداد بتهران آورد و بنظميه سپرد .
دولت نوين دستور داد محكمهاى برگزيدند و از او ببازپرس پرداختند . و در همان روزها صنيع حضرت را نيز دستگير كردند و او را هم بحكمه سپردند . مفاخر الملك چون كارهايش آشكار بود محكمه حكم بكشتن داد و روز ششم مرداد او را به بيرون باغشاه برده در همانجا كه اسماعيل خان را آويزان كرده بودند نگاه داشته تيربارانش كردند .
اما صنيع حضرت كارهاى او را در چندجا نوشتهايم . آشوب توپخانه و سياهكاريهاى
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 64
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٦٤