تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
سپهدار وزير جنك ، سردار اسعد وزير داخله ، ناصر الملك وزير خارجه ( تا آمدن او مشار السلطنه جاى او را داشت ) فرمانفرما وزير عدليه ، مستوفى الممالك وزير ماليه سردار منصور وزير پست و تلگراف . و چون سررشته كارها در دست خود كميسيون بود رئيس الوزراء برنگزيدند . نيز به يفرمخان رياست نظميه تهران و بصمصام السلطنه حكمرانى اصفهان را سپردند . « 1 » بكسان ديگرى بهركدام كارى دادند . نيز نمايندگانى برگزيدند كه نزد محمد على ميرزا رفته چگونگى را به او آگاهى دهند سپس نزد پسرش رفته مژده پادشاهى رسانند . اين نمايندگان روز يكشنبه بيست‌وهفتم تير نخست آهنگ ديدار محمد على ميرزا را كردند ولى محمد على ميرزا ايشان را نپذيرفته با زبان نمايندگان روس و انگليس آگاهى فرستاد كه هماندم كه از سلطنت‌آباد بيرون آمده چشم از پادشاهى پوشيده و بيرون آمده است . اما احمد ميرزا همان روز را همراه كسانى از درباريان و ديگران از نزد پدر و مادر خود بيرون آمده در كالسكه پادشاهى نشسته بسلطنت آباد رفت و در آنجا عضد الملك و ديگران گرد او را گرفته نوشته كميسيون فوق العاده را برايش خواندند و چون اين گونه كارها ارجى در تاريخ ندارد اينست بكوتاهى از آنها مىگذريم . بدينسان محمد على ميرزا از پادشاهى بر كنار شده رشته كارها بدست كميسيون فوق العاده و وزيران نوين افتاد و در سراسر ايران از اين پيش‌آمد شاديها نمودند و پنج شب و روز چراغانى كردند . ولى اگر كسى بفهرست وزيران مىنگريست و اندامهاى كميسيون را ميشناخت بايستى چندان شادى ننمايد زيرا چنان كه پيداست بسيارى از اينان از نزديكان محمد على ميرزا و در باغشاه از همدستان او بودند و اين درخور هرگونه شگفت است كه پس از آنهمه خونريزى در نخستين گام حكمرانى مشروطه دست اينان در ميان باشد . آيا هوادار اينان كه بوده ؟ . . آيا چگونه مردم اين ناروايى را درنمى - يافتند ؟ . . از همينجاست كه ميتوان پى بر از تاريخ برد ! ببينيم كارها چه پيشرفتى داشت : دولت نوين بار سنگينى را بر دوش گرفته بايستى آن را بجايى رساند . نخست بايستى محمد على ميرزا را از ايران روانه نمايد . پس از
هامش
( 1 ) صمصام السلطنه از روزيكه اسپهان را بگرفت حكمرانى آنجا را داشت كميسيون نيز آن را پذيرفت .
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 62 | احمد كسروى تبريزى