از آنسوى با دستور دولت حكمران اسپهان سپاهى از بختياريان و ديگران پديد آورده با توپ و متراليوز بر سر رضا جوزانى و جعفر قلى فرستاد . در آن چند سال حكمرانان با راهزنيها و دزديهاى اين دستهها خو گرفته و آهنگ جلوگيرى از آنان نميداشتند . وثوق الدوله بهمگى دستور فرستاد كه در بند سختگيرى باشند و ببرافتادن راهزنان بكوشند .
در اين ميان در اروپا دست از جنگ كشيده شده و گفتگوى آشتى ميرفت .
جنگ جهانگير اروپا پس از چهار سال با شكست آلمان و همدستان او بپايان رسيده و نمايندگان دو سو بگفتگو از پيمان آشتى ميپرداختند و در نتيجه آن ، عثمانيان كه از ميانه گذشته و رو بسوى زنجان در پيشرفت ميبودند ، از آنجا بازگشته و آذربايجانرا گزارده بسوى كشور خود ميرفتند . بدينسان كشور بىيكسوى ايران از كشاكش جنگجويان بيگانه آزاد ميگرديد .
ولى در اين هنگام بار ديگر ، يكزمان سختى براى ايران پيش ميآمد . شكست آلمان و عثمانى و فيروز درآمدن انگليس و فرانسه در آيندهء اين كشور اثرهاى بسيار خواستى داشت . ايرانيان كه در سايه كارندانى سررشتهداران ، در چهار سال زمان جنگ از فرصتهاى پياپى سود نجسته ، و با همه بىيكسويى دولت كشور ميدان جنگ گرديده و آنهمه آسيب ديده بود ، و از سوى ديگر يكدسته بىآنكه از آلمان و عثمانى بهرهاى جويند بسوى آنان گراييده و آن تلاشهاى بيهوده را كرده بودند ، كنون در پايان جنگ خود را در برابر چنين حالى ميديدند : دولت روس دچار آشوب گرديده و از ميدان بيرون رفته ، دولت عثمانى شكست خورده و سخت گرفتار گرديده ، تنها دولت انگليس بازمانده كه ميبايست راه رفتار ايران با او روشن گردد .
ليكن كه بايستى روشن گرداند ؟ . . اين كارى بود كه بايستى دولت با همداستانى و آگاهى سران توده انجام دهد . افسوس كه در اين هنگام توده حال بسيار پريشان و بدى ميداشت و كسانى كه بتوان به آنان نام « سران توده » داد در ميان نميبودند . چنان كه گفتهايم آنمردان دلسوز و جانفشانى كه در آغاز مشروطه در ايران پيدا شدند در نتيجهء پيشآمدها و ديگرگونيها از ميان رفته و كنون بجاى ايشان يكدسته مردان سود -
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 806
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٨٠٦