جو مىنشستند ، و آنان كه در پشت سر اينان مىبودند سود از زيان بازنشناخته و از چگونگى جهان آگاهى نداشته و جز پيروى از سهشهاى خود نمىنمودند . و انبوهى از آنان خود را با چيزهاى ديگرى سرگرم گردانيده و پرداختن بكشور و زندگى را بد ميشماردند .
در اين هنگام كاريكه دولت ايران كرد آن بود كه خواست نمايندهاى براى بودن در انجمنهاى آشتى باروپا فرستد و آسيبهايى را كه در چهار سال زمان جنگ بكشور ايران رسيده گوشزد دولتها گرداند . براى اين كار از يكسو دستور دادند كه از هر شهرى اندازهء آسيبها و زيانها را آگاهى دهند ، و از يكسو ببرگزيدن يك كسى براى نمايندگى پرداختند .
نخست نام ناصر الملك برده ميشد كه اين زمان در اروپا ميزيست ، ولى چون او نپذيرفت مشاور الممالك را برگزيدند . از آنسوى از شهرها اندازه آسيب و زيان آگاهى داده ميشد ، اميدى به آنكه پاداشى به اين آسيبها و گزندها داده شود نبايستى داشت و تنها نتيجهاى كه از اين كار بدست آمدى آن بود كه اندازهء زيانديدگى كشور دانسته گردد .
چنان كه گفتهايم از يكسال پيش ميانهء ايران با دولت انگليس دربارهء پوليس جنوب گفتگو ميرفت . در اين هنگام دولت انگليس بيك كار دلجويانهاى پرداخت و آن اينكه سفير دولت نامهاى بوثوق الدوله نوشته دو چيز را آگاهى داد :
1 - دولت انگليس نويد ميدهد كه همين كه روسستان از آشفتگى بيرون آيد و يك دولتى در آنجا برپا گردد دولت نامبرده دربارهء پيماننامه 1907 بگفتگو پردازد و با همداستانى دولت روس آن را تباه گرداند ، و تا چنان دولتى در روسستان پيدا نشده دولت انگليس از سوى خود آن را تباه شده انگاشته و ببندهاى آن كار نخواهد بست .
2 - همين كه راه بوشهر و شيراز براى آمدوشد كاروانها بازگردد ، دولت انگليس پوليس جنوب را بدولت ايران بازخواهد گزاشت .
از پيماننامهء 1907 ، كه بدينسان برافتادن آن را آگاهى ميدادند ، در اين
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 807
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٨٠٧