تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 779

مساهمون:

ص٧٧٩
ولى چنان كه آن ژنرال نيز مىگويد اين انديشه را به كار نتوانستند بست و بقفقاز نتوانستند رسيد . ولى در ايران نشيمن گزيدند و بكارهايى پرداختند كه مىبايد آنها را بكوتاهى در اينجا بياوريم : ژنرال دنستروويل روز هفتم بهمن ( 27 ژانويه 1917 ) همراه دوازده تن سركرده و دو تن نويسنده لشگرى ، با چهل و يك اتومبيل سوارى و يك اتومبيل زره‌پوش جنگى از بغداد بآهنگ ايران بيرون آمدند ، و چون هنگام سخت زمستان و راهها پر از برف مىبود پس از بيست روز بقزوين رسيدند . اين هنگام بود كه سالدات و قزاق روس گروه‌گروه مىكوچيدند و راهها پر از دسته‌هاى آنان مىبود ، ولى ژنرال باراتف خود نرفته و در همدان نشيمن ميداشت . اين انديشه كه انگليسيان بايران بيايند و در اينجا از روسيان كه پراكنده ميشدند سپاهى پديد آورند با آگاهى باراتف و باهم سكالى او پيش آمده بود و او با اين انديشه همداستانى مينمود ، و اين بود خود نرفته ميماند . انگليسيان به او ماهانه مىپرداختند . همچنين ژنرال پيچراخوف كه سركرده يكدسته قزاق سوار مىبود خودش و سوارانش با انگليسيان همراهى مينمودند و از آنان ماهانه ميگرفتند . ژنرال دنسترويل شتاب داشت كه خود را بقفقاز برساند . در قزوين دانست كه سنگهايى بر سر راه مىباشد زيرا از يكسو جنگليان كه اين زمان يكدسته نيرومندى شده و يك سركرده آلمانى نيز ميان خود ميداشتند با آمدن انگليسيان بايران دشمنى مينمودند و يكى از آرزوهاى آنان ميبود كه ايران را از سپاه بيگانه بپيرايند . انگليسيان مىبايست از ميان خاك اينان گذرند تا بقفقاز برسند . از يكسو هم گروهى از روسيان در انزلى دست بهم داده و كميته‌اى برپا كرده و رشته كارهاى شهر و بندر را در چنگ ميداشتند و ناگزير مىبودند كه آنان هم ناخرسندى نمايند . با اينهمه دنسترويل نايستاد و با همراهان خود آهنگ انزلى كرد . در ميان راه چيزى پيش نيامد و جنگليان بجلوگيرى برنخاستند . ولى در انزلى كميته بعنوان آنكه روسستان با آلمان آشتى كرده و ديگر جنگ نميكند و ديگر انگليسيان همدست آنان نيستند از پيشرفت آنان جلو گرفت . انگليسيان ناگزير بازگرديدند ، و چنان كه