داريم . او فرصت را از دست داد .
در اين ميان در تهران يكرشته گفتگوهاى ارجدارى ميانه دولت با انگليسيان مىرفت . انگليسيان چون در فارس دستههاى سپاهى بنام « پوليس جنوب » پديد آورده بودند ، اين زمان پيشنهاد ميكردند كه در همهجاى ايران سپاهيان يكسان پديد آورند و آنها را بياموزند و چون جنگ جهانگير بپايان رسيد همگى را به خود ايران بسپارند با اين شرط كه سركردگانى از اروپا براى راهبردن آنها « با همداستانى دولت انگليس » آورده شود . دولت كه اين زمان سررشتهدارش مستوفى الممالك و پشتيبانش دسته دموكرات مىبود پاسخ بجايى داد . بدينسان كه با پديد آورده شدن سپاه يكسان همداستانى نمود ، ولى پيشنهاد كرد كه انگليسيان به تهى گردانيدن ايران از بيگانگان ياورى و همراهى نمايند ، پيماننامه 1907 را از ميان رفته شناسند ، پوليس جنوب را بدولت ايران واگزارند ، با همبازى ايران در « كنفرانس صلح » همداستان باشند ، تعرفه گمركى را ديگر كنند .
اين گفتگو بسيار نيك بود ، و اين ايستادگى دولت در برابر يكى از همسايگان و بدرخواست و پيشنهاد پرداختنش خود ارج ميداشت . اين نتيجه اندك پشتيبانى مى - بود كه يكدسته از دولت مىنمودند . چنان كه گفتيم اين زمان دموكراتها دسته بزرگى مىبودند و در همه شهرهاى ايران گروهى با اين نام خوانده مىشدند ، و آن كار آخرى تبريز و برافتادن كابينه عين الدوله بدليرى آنان افزوده بود . اگر پيشروان پاكدرون و كاردان بودندى و همگى باهم با دولت همراهى و پشتيبانى نمودندى ، در اين هنگام كه دولت روس از ميان رفته و دولت انگليس نياز بسيار بخشنود گردانيدن ايرانيان ميداشت بگفتگو دنباله داده و نتيجه بسيار نيكى بدست آوردندى . افسوس كه چنين نبودندى و بسيارى از پيشروان آنان ، بويژه در تهران ، مردان سودجو و كوتاهانديشى مىبودند و باهم دل يكى نميداشتند . از آنسوى نيكانشان هم مردان خامى مىبودند و در برابر همسايگان به آن نيرومندى تنها بسخن و هياهو بس كرده اين نمىانديشيدند كه مىبايد گامهايى در راه بسامان گردانيدن كشور برداشت تا زبان ديگرانرا بست از آنسوى وزيرانى كه اينان نيك دانسته از خود شمرده و بسر كار مىآوردند همانانى
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 781
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٧٨١