تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 777

مساهمون:

ص٧٧٧

گفتار بيست و يكم درآمدن انگليسيان بايران

چنان كه گفته‌ايم در اين زمستان يك ديگرگونى بزرگى در كار جنگ جهانگير رو داد ، و آن اينكه دولت روس پا از ميان جنگ كشيد ، دولت نوين با آلمان و عثمانى بگفتگوى آشتى پرداخت و خود را بكنار كشيد . اين كار نتيجه‌هاى بسيارى را در پى ميداشت و يكى از نتيجه‌هايش تهى شدن ايران از سپاهيان روس مىبود . در گفتگو اين را نيز شرط كردند و سفير ايران از برلن با تلگراف آگاهى داد و روزنامه‌ها آن را نوشتند و شادمانى نمودند . سپاه روس پس از ده سال درنگ در ايران و رسانيدن آن آسيبها و گزندها كنون از اين سرزمين خواستندى رفت و بدينسان يكسوى پيمان 1907 روس و انگليس از ميان برمىخاست . چيزى كه هست جنگ جهانگير بپايان نرسيده و پس از كناره‌گيرى روس باز با سختى دنبال ميشد . اين بود انگليسيان خود را ناچار ديدند كه شكافى را كه بانگيزه رفتن روسيان در اين بخش ميدان جنگ باز ميشد پر كنند ، و چون خود سپاهى براى اين كار نميداشتند چنين نهادند كه كمسيونى از سركردگان و كارشناسان جنگى بفرستند و اينان در ايران از سپاهيان روس كه بيكار ميگرديدند با پول سپاه گيرند و از آنسوى در قفقاز گرجيان و ارمنيان را برانگيزند و با دادن پول و سركرده و افزار جنگ در برابر عثمانيان بايستادگى وادارند . براى اين كار ژنرال دنسترويل را كه يكى از سركردگان انگليسى مىبود بر - گزيدند و او خود كتابى نوشته كه در دسترس ماست و در ديباچه آن چنين ميگويد :