دستهاى پاسبان گمارده بود . مجاهدان چون اين را ميدانستند از نزديكى شهر راه را برگردانيده از دروازه شمالى بهجتآباد آهنك شهر كردند و ساعت شش بامداد بود كه از آن دروازه خود را درون شهر رسانيدند و از جلو سفارت انگليس آهنك بهارستان نمودند كه آنجا را بدست آورند و سنگر گيرند . در خيابانها زدوخوردى رخ نداد و جز پاره سربازان كه از سربازخانههاى سر راه تير مىانداختند كسى بايستادگى نپرداخت و از اين تيراندازى تنها دو سه تن گزند ديد و چند اسبى نيز تير برداشت . مجاهدان نيز چند سربازى را كشتند . در جلو بهارستان اندك جنگى رخ داده دولتيان سنگرهاى خود را رها كرده بگريختند . مجاهدان آنجا را گرفته جاى خود را استوار ساختند .
همچنين دروازههاى شرقى و شمالى را در دست گرفتند . بدينسان شهر دونيمه شد كه نيمى را مجاهدان و نيمى را دولتيان در دست داشتند و از هماندم جنگ آغاز گرديد .
قزاقها كه در بيرون بودند چون درآمدن آزاديخواهان را به شهر دانستند چهارصد تن از ايشان همراه كاپيتن ژاپولسكى به شهر آمده بلياخوف پيوستند و سيصد تن همراه كاپيتن پريبنوزوف بسلطنتآباد نزد شاه شتافتند .
همانروز شاه بر آن شد شهر را بتوب بندد و بسفارتخانهها آگاهى فرستاد كه بستگان خود را از شهر بيرون آورند . نمايندگان روس و انگليس بار ديگر پاى ميانجيگرى پيش گزارده بر آن شدند پيشآمد را با گفتگو بجايى رسانند و فرستادگان به شهر نزد سردار اسعد و سپهدار فرستادند و پارهگفتگوها كردند .
شب چهارشنبه آرامش در كار بود . روز چهارشنبه از سه ساعت به ظهر جنك سختى درگرفت . دولتيان از سه جا توپ گزارده ببهارستان و مسجد سپهسالار گلوله ميانداختند .
از قزاقخانه و عباسآباد ( بيرون شهر ) و دروازه دوشانتپه . تا غروب گلولهباران بود و گلولهها به بسيارى از خانهها درآمده گزند ميرسانيد . در اينميان يفرمخان با قزاقخانه جنگ سختى ميكرد و كار را بر لياخوف دشوار گردانيده بود .
شب نيز جنگ با قزاقخانه پيش ميرفت و مجاهدان خود را بخانههاى نزديك رسانيده بمب ميانداختند . فردا پنجشنبه همچنان جنگ برپا و دولتيان از سه جا گلوله - باران مينمودند . نيز جنك با قزاقخانه پيشرفت داشت . در اين سه روز گروه انبوهى از
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 58
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٥٨