تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
شب يكشنبه دو لشگر در مقابل يكديگر ايستادند . روز يكشنبه بار ديگر جنگ آغاز شد . امير مفخم با مژده فيروزى كه ديروز فرستاده بود امروز را ناگزير گرديده از دسته‌هاى قزاق كه بفرماندهى سركردگان روسى در شاه‌آباد و احمدآباد و يافت‌آباد و ديگر آباديها بودند يارى خواست و چون جنك به سختى برخاسته بود همه دسته‌هاى قزاق با چهار دستگاه توپهاى خود پيش آمده آنان نيز به كار پرداختند . تا غروب همچنان خونريزى ميشد و گلوله‌هاى توپ و تفنك در ميانه آمدورفت ميكرد . روز دوشنبه نيز جنك از دور پيش ميرفت و گلوله‌ها در ميانه آمدوشد مىكرد ولى چندان سختى نداشت . شب سه‌شنبه بيست‌ودوم تيرماه سردار اسعد و سپهدار و يفرمخان و ديگر سر - دستگان كه بهم پيوسته بودند فراهم نشسته چون ميدانستند شاه در خود تهران نيست و در شهر چندان سپاهى نمانده بر آن شدند امير مفخم و دسته‌هاى قزاق را در بيرون گزارده شبانه آهنك شهر نمايند و دو ساعت پس از نيمه شب روانه گرديدند . اين يك كار دليرانه بسيار بجايى بود . ولى شگفت است كه هنگام راه افتادن معز السلطان و منتصر الدوله و ميرزا عليمحمد خان با دسته‌هاى خود همراهى نكردند و تنها سردار - اسعد با دو هزار سواره و سپهدار با دويست سواره و يفرمخان با صد تن فدايى از ( ارمنى و مسلمان و دو تن گرجى نيز همراهشان بوده ) راه افتادند . در اين هنگام محمد عليميرزا در سلطنت‌آباد نشسته نااميدانه روز ميگزاشت و امير بهادر و ديگر هواداران يكرويش نزد وى بودند و دو هزار سواره و سرباز گرد سر داشتند . وزيران و درباريان و ديگر شناختگان در قلهك و زركنده گرد آمده چشم‌براه پيش‌آمد - ها بودند و هر يكى بانديشه آينده خود پرداخته در جستجوى راهى بودند كه بآزادى - خواهان پيوندند . در شهر تنها لياخوف با چهارصد قزاق در قزاق‌خانه درنك داشت . نيز پانصد تن كما بيش از سوار و سرباز در ميدان توپخانه گرد آمده آنجا را سنگر گرفته بودند . همچنين دسته‌هايى از ايشان و از اوباش شهرى بسردستگى صنيع حضرت عمارت بهارستان و مسجد سپهسالار را نشيمن گرفته در گلدسته‌ها و پشت‌بامها سنگر بسته بودند . لياخوف دروازه قزوين و ديگر دروازه‌هاى غربى و جنوبى را استوار كرده بهركدام
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 57 | احمد كسروى تبريزى