شده . كوتاه سخن آنكه نتيجه درستى بدست نيامد . اينان مينويسند كه از شكست بامداد هيچگونه نشانى در لشگرگاه مجاهدان نبود .
مستر چرچيل و همراهش نيز در رباطكريم سردار اسعد را ديدند و حال اينان همانست كه حال آن دو تن ديگر و چون از سردار اسعد جدا ميشدند و بدرود ميگفتند سردار اسعد بفرانسه چنين گفت : « ديدار دوباره در تهران »
شورشيان گيلان از آن شكستى كه يافته و بازپس نشستند پند گرفته دانستند بايد نقشهء ديگرى پيش گيرند و چون با سردار اسعد چندان دورى نداشتند بر آن شدند دو دسته بهم رسيده دستيكى كنند . اين بود كرج را رها نموده و راه برگردانيده بحصارك درآمدند . در اينميان ميانه دو لشگرگاه پيكها آمدوشد ميكرد و نامه و پيام روان بود . اينست سخن بر آن نهادند كه هردو از جايگاه خود كوچيده در يافتآباد بهم رسند . سردار اسعد از رباطكريم بيرون آمده ولى در راه شنيد يافتآباد در دست سپاه دولتى است و ناگزير شده در قاسمآباد فرود آمد . از آنسوى دسته سپهدار و يفرمخان تا قراتپه پيش آمده در آنجا نشيمن ساختند و چون چندان دورى نداشتند سردار اسعد با چند تنى بدانجا درآمد و براى نخستينبار سردستگان شورش گرد هم نشسته بسكالش پرداختند . در اينهنگام همهء نيروى قزاقخانه با توپها و شصت تيرهاى خود بسركردگى افيسران روسى و امير مفخم با دستههاى سواره در برابر اينان جاگرفته همگى آبادى - هاى شاهآباد و حسنآباد و قلعه شاه و تپهسيف و يافتآباد را در دست داشتند و سنگر - هاى استوار بسته بودند . سردستگان شورش چنين نقشه كشيدند كه يفرمخان با دسته - هاى خود پيشرو باشند و بختياريان دست راست و شورشيان گيلان دست چپ را گيرند و از فردا بپيشرفت برخيزند كه يفرمخان آهنگ بادامك و ده مويز نمايد . پس از اين گفتگو و نقشهكشى سردار اسعد بجايگاه خود بازگشت .
از فردا كه نوزدهم تيرماه ( 21 جمادى الثانى ) بود جنگ در ميانه آغاز شده تا سه روز پيش ميرفت و پس از آن چون مجاهدان بدرون شهر آمدند سه روز ديگر جنگ در اينجا برپا بود تا روز آدينه بيست و پنجم تير محمد على ميرزا دست از تاج و تخت بر - داشت و جنگ فرونشست .
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 54
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٥٤