تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 736

مساهمون:

ص٧٣٦
بودند . اين اندازه انبوهى ايشانست و همه باهم يكى شده و براى آرزوهايى ميكوشيدند از اينان بيست هزار تن سپاهيان ورزيده بودند و هشتصد تن سركردگان روسى بروسستان نرفته و با اينان مانده و بهمدستى 72 تن سركردگان فرانسه‌اى آنان راه مىبردند . افزارهاشان 25 توپ و 100 شصت‌تير بود . نييتين كونسول روس ، و شت كونسول امريكا ، و گوژل رئيس بيمارستان فرانسه‌اى رشته سياست و راهنمايى را در دست ميداشتند . از آسوريان پس از كشته شدن مارشيمون آقا پتروس سررشته‌دار كارهاى لشگرى مىبود . ملك خوشابه هم از سررشته‌داران بشمار مىرفت . در برابر چنين نيرويى ، با آن كوششها چه كار توانستى بود ؟ در اين هنگام مىبايست يكى از دو كار كنند : يا والى بنام دولت بكوشش برخيزد و از همه‌جا سپاه بخواهد و داوطلبان را نيز بشوراند و با توپ و افزار درست در زير فرمان سركردگانى بلشگركشى پردازد ، و يا دموكراتها بيك كوشش پايدارترى برخيزند و از مجاهدان و ديگر داوطلبان دسته‌هاى بزرگى پديد آورند و بنام غيرت و مردانگى به يارى مردم ارومى و سلماس شتابند . افسوس كه هيچيك نبود . آنكه والى بود بيكبار بىپروايى مينمود و از درون دل خرسندى به هيچ كوششى نميداشت . ( اين خود داستانيست و مى - بايد در جاى ديگر گفته شود ) آنكه دموكراتها بودند داستان آنانرا نوشته‌ايم . سرانشان جز در انديشه سرورى و چيرگى نمىبودند و در چنين هنگامى مجاهدانرا از خود دور ساخته بودند . از آنسوى بسيارى از آنان كه بجنگ مىرفتند از درون دل خواستار آن نبودند و آنان كه بودند جز همدستان كمى پيدا نميكردند . گذشته از همه يك فرمانده يا راهبر شاينده‌اى نميداشتند . بارى امير ارشد از آلماسراى و سپاه خوى از آنسو بجنگ پرداختند و هرروز در ميانه زدوخورد و يا جنگ مىرفت . در اين ميان پترس دسته خود را برداشته روانهء ارومى گرديد . در نتيجه اين مسلمانان فرصت يا به پيشرفتهايى برخاستند و شب بيست و نهم فروردين ( 7 رجب ) ناگهان بديلمقان تاخته و بىآنكه جنگى رو دهد به شهر درآمدند و كسانى از آسوريان را كه آنجا مىبودند گرفته و كشتند و بدينسان دوباره آنشهر بدست اينان افتاد .