كوششها چند صد تن سپاهى بسيج كردند كه هم شرفخانه را نگه داشتند و افزارها را بتبريز فرستادند و هم در برابر آسوريان تا چهرگان پيش رفتند و سنگر بستند .
اين كار اينان بسيار سودمند بود ، و از آنسوى والى هم در سايهء فشار مردم بكوششهايى برخاست و دستهاى از قزاق و دستهاى از سواران مرند را ( بسركردگى شجاع نظام و حاجى موسى خان ) بسلماس فرستاد كه آنان هم از آنسو بجلوگيرى كوشند و اينان در شهر ديلمقان و برخى ديهها جا گرفتند .
اين بهنگامى بود كه مارشيمون بخسروآباد آمده و با توپ و سپاه در آنجا مىنشست و با اينان جنگهايى در ميانه رفت . ولى چنان كه گفتيم مارشيمون پس از اندكى كشته گرديد و از آنسوى پتروس با توپخانه و سپاه نيرومند بر سر چهريق آمد و پس از پايان كار آنجا بجلو ديلمقان رسيد و با اينان بجنگ برخاست ، و گفتيم كه اينان در سايه كمى شمار و كمى افزار ايستادگى نتوانستند و شهر را رها كرده و آهنگ خوى كردند .
اين در آغاز كار ، شكستى بود و مايه دلشكستگى مردم گرديد ولى دموكراتها نوميد نشدند و رشتهء كوشش را از دست نهشتند و حريرى و نوبرى و سرتيپزاده خود برزمگاهها رفتند ، و با دستور دولت امير ارشد ( سامخان ) با چهارصد تن سوارهء قرهداغ بآلماسراى آمد و اينجا را سنگر گرفت . از آنسوى سپاه خوى انبوهتر گرديده و از آنجا بجنگ و كوشش برخاست .
كوششهايى به كار مىرفت . ولى خواهيم ديد كه جز گزند و آسيب براى مردم بيچارهء سلماس نتيجه نداد . اين كوششها در برابر نيرومندى مسيحيان بجايى نرسيدى .
ما تاكنون از اندازه شمار و افزار مسيحيان سخنى نراندهايم و در اينجا مىبايد آن را روشن گردانيم
چنان كه در يك يادداشتى مىنويسد نزديك به 12 هزار خانواده جلوها بودند كه با مارشيمون از خاك عثمانى آمدند . نزديك به 20 هزار خانوار ارمنيان و آسوريان خود ارومى و سلماس و سلدوز و آن پيرامونها بودند كه به آنان پيوستند .
پنج يا ششهزار تن ارمنى از ايروان و وان و نخجوان گريخته و باينان پيوسته
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 735
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٧٣٥