گفتار پانزدهم سختى گرفتاريهاى ارومى ( رضاييه )
پيشآمدهاى ارومى را تا آبانماه پيش آمديم . روسيان همچنان دژرفتارى مينمودند و آسوريان و ارمنيان به پشتگرمى آنان بيدادگرى بىاندازه ميكردند ، و چون كسى بجلوگيرى برنمىخاست روزبروز بدى بيشتر مينمودند و هفتهاى نميگذشت كه چند كسى كشته نگردد و يكداستان ناگوارى روى ندهد .
گذشته از درون شهر در بيرونها آنچه ميخواستند دريغ نميگفتند . يكدسته از ارمنيان قفقاز گريخته و باينجا آمده و بهمدستى جلوها راهزنى ميكردند و اگر كسى دست باز ميكرد او را ميكشتند . يكدسته قزاق ايرانى كه با حكمران بودند بسر آنان رفتند و در جنگى كه رخداد عبد اللّه آقا سركرده قزاق زخمى شد و چون بشهرش آوردند بدرود زندگى گفت .
در مرگور كه يك روستايى در كنار مرز عثمانيست ، چون كشتهء دو تن قزاق روسى پيدا شد روسيان به آنجا رفته و سراسر آباديها را آتش زده و ويران كردند و كسانى را كشته و بازمانده را با زنان و بچگان گرد كرده و به شهر آوردند و در اينجا بيسر و سامان بكوچهها رها كردند . ديه شالورا كه در آنجا نيز كشته قزاق پيدا شده بود آتش زدند و مردمش را كشتار كردند . جلوها كه بايران پناه آورده و ايرانيان به آنان بخشوده ، و براى اينكه بتوانند زندگى بسر برند بديههاشان بخش كرده بودند هرچند تنى كه در يك ديهى بودند بچيرگى برخاسته و رشته كارهاى آباديرا بدست گرفته و آنچه ميخواستند و ميتوانستند دريغ نميگفتند .
بازار ارومى را كه يك بار تاراج كرده و آتش زده بودند ، چون بازاريان از وام