بودند روزى نبود در بازار غوغايى بنام منات درنياورند و دست بآزار مردم نگشايند ، در همهجا غوغاى منات مايه گرفتارى بود .
تا چندى پيش كه كمى بهاى منات را بهانه ميگرفتند و هنگامه برپا ميكردند اكنون گرانى آن را بهانه مىگرفتند . زيرا چون آهنگ بازگشتن بخانههاى خود ميداشتند چنين ميخواستند پولهاى ايرانرا داده و منات گيرند و بهاى آن را هرچه كمتر حساب مىكردند و چون كسى ناخرسندى مينمود دست بزدن باز مىنمودند .
اگر در بازار منات به اندازه خواهش آنان پيدا نمىشد همانرا دستاويز گرفته بآزار مردم برميخاستند .
با كردان دشمنى بيشتر مينمودند و در پيرامون ساوجبلاغ ( مهاباد ) ديهها را تاراج كرده و كسانى را هم ميكشتند . در ميان گرانسالى و گرسنگى مردم گرفتار اين آسيب نيز بودند . يكدسته ميهمانان ناخوانده كه پس از ده سال بازمىگشتند اين هم واپسين رفتار ايشان بود . داستان ارومى را كه از همه دلگدازتر است خواهيم آورد .
همهجا افزارهاى خود را از بيل و كلنگ و رخت و كاچال به مردم مىفروختند ، اسبها را نيز ميفروختند ، ولى اينها از ديرباز جو نخورده و بسيار ناتوان شده بودند و كسانى كه كمى بهاى آنها را ديده و مىخريدند زود پشيمان مىشدند زيرا چندى نمانده ميمردند .
تنها شهرى در آذربايجان كه اينبار از آسيب آسوده ماند تبريز بود در اينجا جز خوشرفتارى نتوانستند نمود . چنين گفته ميشد دسته انبوهى كه از كردستان بازگشته و آهنگ تبريز كرده بودند و ميخواستند اينجا را تاراج كنند كسانى از خود روسيان جلو گرفته و گفتهاند مردم اينجا جنگجويند و اگر دست بتاراج باز كنيد همه ما را مىكشند .
در اينجا نيز در باغشمال بازارى باز كرده و افزار و كاچال فراوان مىفروختند .
كار بجايى رسيد كه اداره گمرك بعنوان اينكه حق گمرك از آنها گرفته نشده با آگاهى خود روسيان كسانى را برگماشت كه از خريداران حق گمرك بگيرند . در اينجا نيز
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 707
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٧٠٧