تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 706

مساهمون:

ص٧٠٦
در آخرهاى آذر ( دسمبر ) پيمان دست‌بردارى از جنگ هم با آلمان و هم با عثمانى بسته گرديد و اين بود به همه ميدانها آگاهى فرستاده شد كه دست از جنگ بردارند و سالدات و قزاق بخانه‌هاى خود بازگردند . اين كار در همه‌جا آشوبها و نابسامانيها پديد آورد و سالدات و قزاق خون بسيارى از سركردگان خود را ريختند . در ايران كه يك كشور بيگانه‌اى بود لگام‌گسيختگى و بيباكى بيشتر نمودند و آسيب و گزند بيشتر رسانيدند . دسته‌هاى انبوهى از سپاه بيگانه بيسر و سامان از ميان يك كشور بىپاسبان ميگذرند و پس از ساليانى كه در بيرون بوده‌اند بخانه‌هاى خود برمىگردند و در انديشه راه‌آوردهايى هستند كه بزنان و فرزندان خود ببرند پيداست كه چه خواهند كرد . از همينجا يكرشته داستانهاى دلخراش پيش آمد و بسيارى از شهرها و آباديها تاراج يافت و بدنهادىهاى فراوان پديدار گرديد . و ما شهرهاييكه گزند ديده‌اند فهرست‌وار ياد مىكنيم : شهر خوى كه به زير پا بود و سالدات و قزاق از ميدانهاى كردستان به آنجا بازمى - گشتند بارها آهنگ تاراج آنجا كرده و بارها هياهو افتاد و مردم بدارايى خود بيمناك شده بودند ، و سرانجام روز چهارشنبه چهاردهم آذر ( 19 صفر ) يكدسته سالدات به بازار آمده و آهنگ تاراج كردند . كونسول روس با كسانى آمده بجلوگيرى كوشيد ولى سودى نداد و سالداتها توپ با خود آوردند و دست بتاراج گشاده تا چند ساعت از شب گذشته آنچه دارايى بازارها و تمچه‌ها بود با ارابه‌ها بار كرده و بردند و سپس آتش زده و سراسر دكانها را بسوزاندند . در گير و دار دو تن نيز كشته گرديده و يكتن زخم يافت . سلماس كه نيز از شهرهاى زير پا بود روز يكشنبه دوم ديماه ( 8 ربيع الاول ) آنجا را نيز شبانه تاراج كرده و بدكانها آتش زدند . شب از همه‌جا آواز شليك بر - ميخاست و مردم از ترس جان خود بخانه‌ها پناهيده و نميدانستند چه رو داده و بامدادان چون بيرون آمدند بازار را تاراج شده و سوخته يافتند . در همانروزها شرفخانه را هم تاراج كردند ، ساوجبلاغ را كه دوبار تاراج كرده
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 706 | احمد كسروى تبريزى