گفتار چهاردهم بيرون رفتن روسيان از ايران
شورش روسستان و برافتادن امپراتورى در همه كارهاى آن كشور اثر داشت و در كار جنگ اثرش بيشتر بود ، زيرا آزاديخواهان كه پس از شورش رشته كارها را در دست داشتند بسيارى از آنان خواهان جنگ نبودند ، از آنسوى آوازه آزادى بسنگر - ها رسيده و در همهجا سالدات و قزاق شوريده و براى خود كميتهها برپا كرده بودند و فرمان از سركردگان نميبردند .
در بسيار جاها ( يكى هم در ايران ) سالدات و قزاق از سنگرها بيرون آمده و بسر خود در شهرها و آباديها ميگرديدند و دست بآزار مردم ميگشادند و سركردگان جلوگيرى نميتوانستند ، و يا در سنگرها با سپاهيان دشمن دوستى آغاز كرده و به آمد و رفت مىپرداختند .
روسستان ديگر نيروى جنگ نداشت ، ولى چون بسيارى از سررشتهداران بريدن از انگليس و فرانسه را نمىپسنديدند و به فيروزى آنان اميدمند مىبودند و كرنسكى كه يكى از آنان ميبود ميان سپاهيان جايگاهى ميداشت ، و اين بود چون او وزير جنگ شد و بيكرشته كوششهايى براى تكانيدن سالدات و قزاق برخاست و گفتارها راند در سايه تلاش او بار ديگر سپاه روس آماده جنگ گرديد و چون آلمانيان را ناگاهگير كردند شكستى هم بايشان دادند . ولى اين جز چندگاهه نبود و آلمانيان با بسيج بيشترى به كار برخاستند و آنانرا بشكستند ، و از آنسوى در درون كشور ديگر - گونيها پيش آمد و تندروها رشته كار را بدست گرفتند و اينان چون خواهان آشتى مىبودند با آلمانيان گفتگوى دستبردارى از جنگ بميان آوردند و در نتيجه آن