پيدايش آزادى در تبريز من پى كارهاى خود رفته و در پيشآمدها پا در ميان نداشتم و با همه دوستى با خيابانى و ديگران به آنان يا به ديگران پيوستن نميخواستم تا در اين پيشآمد با ايشان شدم .
بدينسان در بيرون دوتيرگى از ميان برخاست ولى در درون همچنان در كار بود .
زيرا خيابانى اينبار هم رشته را در دست داشت و بسيارى از آن ناخشنود گرديدند ، و كسانى از اينجا نوميد شده به پديد آوردن دستههايى بنامهاى گوناگون ديگرى برخاستند كه اين خود نمونه كوتاهى انديشههاست .
كسانى كه ديروز نام ديموكرات ميداشتند امروز از آنجا بريده و با چندتنى گرد هم آمده و خود را « سوسيال » مىناميدند . چند روز ديگر از اينجا هم بريده و اينبار با كسانى از ديهداران همدست شده و دستهاى بنام « فلاحين » پديد مىآوردند .
دهسال ايران به آتش اين خودخواهيها و نادانيها سوخت . هنوز در تبريز كشاكش در پرده ميرفت و بىآزرميها نميشد ، و كسانى اگر خودخواهى مىنمودند بارى كوشيدن و كار كردن هم ميخواستند و جانفشانى دريغ نميداشتند . در تهران در اين هنگام بعنوان « تشكيل » و « ضد تشكيل » دو دستگى پيدا شده و كسانى از دو سو بىشرمى و بىآزرمى از اندازه مىگذرانيدند و روزنامهها را پر از دشنامهاى بيشرمانه ميكردند . مىبايد گفت يكمشت بدنهاد فرصت يافته نهاد بد خود را بآشكار مىآوردند .
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 687
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٦٨٧