و آسوريها با خود برداشته به آن ديه رفتند و دست بكشتار گشاده و هركه را يافتند بكشتند و به اين بس نكرده هشت و نه ديه ديگر را هم تاراج و كشتار كردند . سپس از شهر درشكه براى آوردن مرده يپرم فرستاده شد و كسانى كه همراه ميرفتند چه در رفتن و چه در بازگشتن هركه را ديدند از زن و مرد و بزرگ و كوچك خون ريختند و بكودكان شيرخوار هم نبخشودند .
بيدادگرى آسوريان باندازهاى بود كه خود روسيان بستوه آمدند و سالدات فرستاده چند صد تن از ايشان را كه در ديهها بكشتار و تاراج مىپرداختند گرفته به شهر آوردند . تنها ارومى و پيرامونهايش نبود ، در سلماس و آن پيرامونها نيز همين ستمگريها پيش ميرفت و هرزمان آگاهيهاى دلگداز ديگرى ميرسيد .
اين آگهىها در تبريز و ديگر جاها مردم را بشورانيد . ولى چكارى توانستندى كرد ؟ ! . سركردگان روسى در تبريز شرمندگى مىنمودند ولى چسودى توانستى داشت ؟ ! .
دوتيرگى ديموكراتها و كشاكش آنها روزبروز سختتر مىگرديد . چنان كه گفتيم گروهى بچيرگى خيابانى و همراهان او گردن نگزارده و خود دسته « ديموكرات قانونى » پديد آورده بودند و در هركارى دوتيرگى را پيش مىكشيدند و زمان به زمان انبوهتر و بيشتر ميگرديدند ، كار بجايى رسيد كه در تهران و ديگر شهرها چگونگى را دانستند و تلگرافهاى گله و نكوهش فرستادند . شگفت آنكه در اينهنگام از اسپهان تلگراف رسيده از دوتيرگى و كشاكش ديموكراتهاى تهران گله مينمود و از كميته تبريز چاره ميخواست . يكدسته كه ميخواستند مردم را راه برند و بكشور پيشرفت دهند اين كار و رفتار آنان بود .
خيابانى كار را سخت ديده بهتر دانست گامى بجلو گزارد ، و اين بود ميانجيها پيدا شدند و چنين نهادند كه دو دسته يكى گردند و از سر نو كميتهها بگزينند ، و اين كار در آغاز شهريور رخ داد كه در نشست بزرگى كه نمايندگان دوسو و كسان ديگرى نيز بودند آشتى باهم كردند و دوباره كميتهها برگزيدند . در اين نشست من نيز بودم نخست از ميانجيان بودم و سپس از ديموكراتها گرديدم . پس از شورش روسستان و
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 686
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٦٨٦