در تبريز همچنان بدلجويى ميكوشيدند و با دست كارگزار پيشنهاد كردند كه روزى برگزيده شود و دستههاى روس و ايرانى بر سر خاكهاى ثقة الاسلام و ديگر كشتگان بروند و بدينسان گذشته را جبران كنند و دلهاى شكسته را بدست آورند .
اين پيشنهاد بسيار نيكى بود و همگى آن را بشادى پذيرفتند و ديموكراتها و ديگران همه به كار برخاستند . يك كمسيونى از ايرانيان و روسيان براى گفتگو در پيرامون كار ، و يك كمسيونى از ايرانيان براى پيراستن سر خاكها و ديگر پذيراييها برپا گرديد .
روز آدينه بيست و پنجم خرداد ( 24 شعبان ) هنگام پسين را برگزيدند . آزاديخواهان به كار برخاستند و از شاگردان دبيرستانها و از ديگران دستهها پديد آوردند و سرود - ها بتركى و فارسى ياد دادند و بجاهايى كه بايستى رفت و كسانى كه بايستى گفتار رانند همه را نام نوشتند و يكروز پيش آگاهى از سوى كميته روسيان و ديموكراتها در دو زبان چاپ و پراكنده كردند .
روز آدينه هنگام پسين والى و كارگزار و كونسولها و سران ادارهها و پيشروان آزادى همه در سربازخانه گرد آمدند . اينجا را آب پاشيده و پاك كرده و بيرقها زده و براى يادآورى عاشوراى 1330 چوبههاى دارى در ميان برپا كرده بودند . نخست بايستى اينجا بيايند . چون هنگامش رسيد دستهها از روسى و ايرانى با بيرق و موزيك سرودخوانان رسيدند :
اى وطنه بذل ايلين نقد جان * ملته دار استه و يرن امتحان
محو اولا مشگلدى بو نام و نشان * قانيله صفا تا پدى بهار وطن « 1 »
در اينجا گفتارى خيابانى خواستى راند . پس ازو قنبروف رييس كميته اجرايى روسيان گفتارى بروسى رانده از بيدادگريهاى دولت خودكامه روس در ايران نكوهشها كرد و از زبان خود و يارانش از ايرانيان آمرزش خواست .
از آنجا با هنگ سيد حمزه روانه شدند . در اينجا ثقة الاسلام و شاهزاده امان اللّه ميرزا و صادق الملك و حاجى على دوافروش ميخوابيدند . سركردگان روس در برابر
هامش
( 1 ) در آن زمان سرودى براى ژاندارمها سروده شده بود : « هيئت ژاندارمرى دولتى . . . » كه بسيار شناخته بود . اينها را نيز بتركى به همان هوا سرودهاند - فارسى اينها نيز به همين هوا بود . ما اين تكه را چون جملههاى پر مغزيست براى نمونه اينجا نوشتيم . همه آنها در تجدد آورده شده .